اردشیر پشنگ

روابط بین الملل. سیاست خارجی و مسائل خاورمیانه با نگاه ویژه بر عراق

 
امضایی که جلال طالبانی تکذیبش کرد!
نویسنده : اردشیر پشنگ - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩
 

روزنامه فرهیختگان/ دوشنبه ٨ شهریور ١٣٨٩/ صفحه ١٠:

اردشیر پشنگ: به نظر می­رسد حاشیه­های مربوط به کتاب «پس از شصت سال» تمامی نداشته و اینبار نوک پیکان انتقادات از سوی شخص طالبانی به سوی «عرفان قانعی­فرد» نویسنده کتاب نشانه رفته است. رئیس دفتر طالبانی به خبرنگار «اصوات العراق» گفته است که «پرزیدنت طالبانی هرگز زیر کتابی که در آن نویسنده ملامصطفی بارزانی را به دشمنی با جنبش قاضی محمد متهم کرده است را امضا نکرده است.» و در توضیح این مسئله به کنفرانس مطبوعاتی طالبانی در 13/8/2010 اشاره کرده است که در آن طالبانی صداقت نویسنده کتاب را زیر سئوال برده و گفته است که زندگینامه­ای که از من توسط قانعی­فرد نوشته شده است پر از اشتباهات فاحش و در تعارض با واقعیات است.

آنگونه که پیداست این موضع اعلام شده از سوی دفتر طالبانی برای رفع نگرانی­های فزاینده خانواده بارزانی و حزب دموکرات کردستان متحد اصلی حزب اتحادیه میهنی در کردستان و در پارلمان عراق است که چند روز قبل در صحبت­های «نچیروان بارزانی» معاون حزب نمود یافت. بارزانی در خصوص کتاب «پس از شصت سال» و نیز مصاحبه و ادعای قانعی فرد در خصوص نقش ملامصطفی بارزانی در اعدام قاضی محمد به رسانه­ها گفته بود: «در اساس شخصی به نام قانعی‌فرد که خود را مورخ معرفی نموده، کتابی در مورد شصت سال زندگی مام جلال نوشته است که  در حقیقت بخش  بسیار اندک این کتاب به زندگی مام جلال می‌پردازد و قسمت اعظم آن برای بی‌احترامی به رهبرانی چون ملامصطفی بارزانی و قاضی محمد اختصاص یافته است.» وی سپس در ادامه گفته است: «امضای مام جلال بر این کتاب برای ما جای نگرانی دارد چرا که در صورتیکه برادران اتحادیه میهنی قبلا با دقت این کتاب را برای مام جلال شرح می‌دادند، ایشان آن را امضا نمی‌کرد.» اینها اولین انتقادات وارده بر این کتاب نیستند اما مطمئناً مهمترین افرادی بودند که به انتقاد از این اثر پرداخته­اند.

کتاب پس از شصت سال

 این کتاب سه جلدی که جلد اول آن در تابستان 1387 در دفتر نمایندگی حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق در تهران رونمایی شد به شش دهه مبارزه و زندگی جلال طالبانی  رهبر مبارز کرد، معارض سابق صدام و رئیس جمهوری فعلی عراق اختصاص پیدا کرده است که از سوی نشر علم در ایران چاپ و توزیع گردید. در خبرهای اولیه مربوط به این کتاب در آن برهه زمانی، مسئله­ای که بیش از هر مورد دیگر به چشم می­آید تاکید نویسنده بر آمار و ارقام مرتبط با سندیت کتاب است: «محقق کتاب علاوه بر حوزة تحقیق میدانی در بیش از ۱۷ کشور و ارجاع به بیش از ۴۰۰ منبع، ترکیبی از تاریخ شفاهی و مکتوب عراق و خاورمیانه را به خواننده ارائه می دهد که در تاریخ نگاری نوین امری مرسوم می باشد. و ارجاع های هر فصل نشانگر آن است که وی از دسامبر ۲۰۰۵ تا دسامبر ۲۰۰۸ با ۴۵۰ نفر از افراد مختلف در اقصی نقاط جهان (از دوستان یا رقبای حزبی طالبانی تا چهره های سیاسی مشهور جهان معاصر) به گفتگو دربارة تاریخ عراق، روابط کردهای این کشور با حکومت ایران، بازی با کردها در سیاست منطقه ای شاه و روسیه و اسرائیل، بحران های خاورمیانه و دیگر موضوع ها نشسته است.» این پاراگراف خبری تقریباً متن مشترک اخبار مربوط به قبل از توزیع اثر است که در بسیاری از سایت­ها و نشریات انعکاس یافته است و طبیعی است که چون خبر نه به سبک مصاحبه بلکه بصورت گزارش نوشته شده است به دلیل شباهت بالای متون سایتهای مختلف به هم، بایستی گفت که قاعدتاً باید همه آنها از سوی یک نفر نوشته شده و در اختیار رسانه­ها قرار گرفته باشد.

حمایت­های اولیه حزب اتحادیه میهنی

همانطور که اشاره شد این کتاب در دفتر حزب مذکور در تهران برای اولین بار رونمایی شد و بر روی جلد و نیز شناسنامه آن نام «ناظم عمر دباغ» مشاور طالبانی و نماینده وقت حزب در ایران به عنوان یکی از دو ناظر پروژه ذکر شده است. در مصاحبه­هایی منتسب به وی که هیچوقت البته تکذیب نشده است در خصوص کتاب چنین گفته است: «کتاب حاضر، پژوهشی مستقل دربارة خاطرات و زندگی جلال طالبانی است که نقش او علاوه بر تاریخ معاصر کردستان و عراق مدرن، به عنوان یکی از شخصیتهای با سابقه و بارز تاریخ معاصر خاورمیانه مطرح است.» همچنین دکتر «کمال فواد» دیگر ناظر کتاب از یاران دیرین طالبانی و اعضای ارشد حزب اتحادیه میهنی است که در مقدمه کتاب چنین نوشته است: «جلد نخست این کتاب 1100 صفحه­ای در 7 فصل (تولد در خانقاه شیخ/ گذر از مکتب نخست/ در جستجوی اندیشۀ دگر/ امید صوفی در کاشانۀ پیر/ حکایت در گرداب هائل/ فردای پیشگاه حقیقت/ عهد با ابراهیم در آتش) می­باشد که 32 صفحۀ آن به عکس­های طالبانی و آلبوم منحصری از تاریخ معاصر کردستان عراق اختصاص دارد. پس از روزشمار وقایع مهم تاریخی از سال 1933 تا 1966. این کتاب در 3 جلد منتشر خواهد شد که جلد دوم خاطرات و حوادث سال­های 1967 تا 1988 و جلد سوم دوران 1989 تا 2005 را در برمی­گیرداین کتاب در ۴ زبان منتشر شده است که بنا به رأی مألف، ترجمة محتوی و متن کتاب در کلیة زبان های عربی و کردی و فارسی و انگلیسی، برابر و یکسان است و ترجمة هیچ زبانی از این کتاب بر زبان دیگر، ارجحیت و برتری ندارد

 تا اینجای کار هیچ مشکلی وجود نداشت و مشتاقان مسائل خاورمیانه و بخصوص کردها منتظر آمدن کتاب به بازار بودند اما تنها چند روز از انتشار کتاب نگذشته بود که این کتاب مورد آماج انتقادات گسترده از سوی گروهها و شخصیت­های مختلف کرد در عراق و ایران قرار گرفت انتقاداتی که دامنه آن علاوه بر محتوا و برخی ادعاهای مطرح شده از سوی نویسنده حتی شامل ویرایش و سبک پژوهش بکار رفته نیز می­گردید تا برای مدتی این مسئله به یکی از سوژه­های داغ نشریات و سایت­های کردی تبدیل شود که البته با مواضع اخیر برخی مقامات ارشد کرد گویا این سوژه هنوز گرمی سابق خود را حفظ نموده است.

نقاط حساس کتاب

کیفیت روابط مطرح شده میان «ملامصطفی بارزانی» با «قاضی محمد» در جریان جمهوری کوتاه مدت مهاباد از جمله مهمترین نکات حساس و مورد انتقاد کتاب است در جایی که قانعی­فرد برای اولین بار مدعی می شود که نوعی رقابت و دشمنی میان این دو رهبر کرد ایرانی و عراقی وجود داشته و حتی اتهاماتی جدی به بارزانی وارد می­کند. مسئله­ای که باعث شد تا حتی طالبانی امضای منقوش خود بر جلد کتاب را تکذیب کند. اما خود قانعی­فرد در پاسخ به انتقادات وارده چنین پاسخ داده است: «برای من کسی مقدس و بت نیست و برای تاریخ سرزمینم از هر تلاشی فروگذاری نکرده ام. اما من تلاش بارزانی برای اعدام قاضی محمد بزرگ را از زبان فرازیان نقل کردم و جنایت قیاده موقت را در کتابم بازگو کردم و نمی خواهم به کسی نان قرض بدهم و زبان صراحت را دوست دارم.» و در مصاحبه­های دیگری با یکی از نشریات کردستان یکبار دیگر ادعایش را تکرار کرد و کار بدانجا رسید که نچیروان بارزانی به نمایندگی از حزب دموکرات و خانواده بارزانی به انتقاد جدی از این ادعا و کتاب و حتی برخی مقامات حزب اتحادیه میهنی که گمان می­رود در چاپ کتاب نقش داشته­اند؛ لب گشود.

ماجرا چیست؟

اما چگونه است که کتابی که به نظر می­رسد با نظر و حمایت مشاوران و نزدیکان طالبانی منتشر شده و یا حداقل در گام اول مورد حمایت معنوی آنها بوده است هم اینک مورد انتقاد شدید خود اعضای حزب و حتی شخص طالبانی که سوژه اصلی کتاب است قرار می­گیرد. برای پاسخ به این سئوال می­توان فرضیات مختلفی را ترسیم نمود اما شاید مهمترین آنها سابقه رقابت و درگیری­های مسلحانه احزاب اتحادیه میهنی به رهبری طالبانی و دموکرات به رهبری بارزانی در اواسط دهه 1990 باشد. درگیریهایی که منجر به تعطیلی پارلمان تازه تاسیس کردستان شده و دست بسیاری از پیشمرگان و برخی مقامات ارشد دو طرف را به خون یکدیگر آغشته نمود. هرچند نهایتاً تحت فشار آمریکا و نیز به دلیل مسائل در حال وقوع در خاورمیانه و عراق، این دو گروه در سال 2000 به صلح و آشتی دست یافته و یکبار دیگر در سال 2002 انتخابات پارلمانی در کردستان را به راه انداخنتد و از آن زمان یک اتحاد استراتژیک در کردستان و عراق ایجاد نموده­اند اما هنوز می­توان کینه­هایی ریشه داشته در اتفاقات آن سالها را در چشمان برخی مقامات دو طرف دید یعنی علیرغم یک دهه همکاری نزدیک و پایاپای این دو گروه که نقشی بسیار حیاتی در تثبیت موقعیت فعلی کردهای عراق و ارتقای کیفیت زندگی در کردستان را داشته است؛ هنوز رقابتهای حزبی با محوریت سلیمانیه اربیل در رده­های پایین حکومتی بصورت گاه و بیگاه مشاهده می­شود که این مسئله خود را در نشریات و برخی کتب نیز نشان داده است. از این منظر شاید بتوان کتاب «پس از شصت سال» و رویه نوشتاری در آن که جلال طالبانی در محوریت قرار گرفته و بعضاً انتقادات غیر مستقیم و مستقیمی به ملا مصطفی بارزانی و حزب متبوعش وارد شده است را پاسخی از سوی برخی مشاوران طالبانی به برخی نوشته­ها و کتابها از جمله کتاب «جلالی نامه» نامید که در اربیل منتشر شده بود و در آن علاوه بر انتقادات نکات توهین آمیز متعددی به طالبانی وارد شده بود.

مسئله دیگری که می­توان بدان اشاره کرد به سبک نگارش و ویژگی­های علمی و فنی کتاب (البته فارغ از نیات احتمالی نویسنده) برمی­گردد. مطمئناً نگارش در خصوص تاریخ آن هم در منطقه پر بحران و پر تنش خاورمیانه و نیز کلاف سردرگم مسائل و مشکلات کردها هرگز نمی­تواند امری ساده بوده و هرگز هم نمی­تواند مورد خوشایند همه گروهها، بازیگران درگیر در آن و یا  متاثران و علاقمندان مختلف آن باشد این مسئله به در هم تنیدگی­، پیچیدگی­ها، روابط، تعاملات و تضادهای مختلف و تودرتوی تاریخی، فرهنگی و سیاسی خاورمیانه بر می­گردد؛ که در نتیجه نوشتن در این حوزه را بسیار سخت­تر از هر جغرافیای دیگر نموده است و لذا علاوه بر نیاز داشتن بر آگاهی ژرف از زیر و بم تاریخ و ساختار و پروژه­ها و پروسه­های متعدد موجود در منطقه، مستلزم نگاهی علمی، جامع شمول و سبک پژوهشی قوی و چند بعدی است. این مشکل نه تنها شامل نوشته اخیر قانعی فرد می­شود بلکه برای هر نویسنده دیگری نیز رخ می­دهد البته مسئله دیگر تخصص در حوزه نگارش است که به نظر می­رسد هرچند نویسنده علاوه بر علاقمندی­اش دارای چندین اثر دیگر در زمینه کردها و تاریخ آن است اما چون تحصیلات آکادمیک مرتبط با آن (بخصوص در زمینه تاریخ و علوم سیاسی) را نداشته این مسئله زمینه را برای ورود نقدهای علمی بیشتر به آثارش بطور عام و این کتاب بطور خاص بیشتر نموده است.

اما آنچنان که از مواضع بارزانی و رئیس دفتر طالبانی به نظر می­رسد مقامات ارشد کرد خواهند کوشید زین پس از بروز چنین مواردی جلوگیری کرده و مانع از گسترش مسائلی شوند که موجب تفرقه و ابهام آلود شدن فضای همکاری طرفین می­شود همکاری و اتحادی که با توجه به وضعیت فعلی عراق و خواسته­های کردها (از جمله الحاق کرکوک و افزایش قدرت حکومت منطقه­ای کردستان) باید بسیار بیشتر از قبل شده و دامنه آن حتی احزاب گوران، جماعت اسلامی، اتحاد اسلامی و دیگر گروههای منتقد و تاثیر گزار را شامل شود. به همین دلیل گفته شده است که چاپ جلد دوم کتاب خاطرات طالبانی به تاخیر افتاده و احتمالاً یا شاهد تغییر اساسی رویه نگارش آن خواهیم بود و یا دیگر نشانه­ای از حمایت آشکار برخی از اعضای حزب اتحادیه میهنی از آن را نخواهیم دید.

توضیح: این مطلب به دلیل کمبود فضا در روزنامه بصورت خلاصه وار منتشر شده است اما در اینجا متن کامل گزارش آورده شده است.