اردشیر پشنگ

روابط بین الملل. سیاست خارجی و مسائل خاورمیانه با نگاه ویژه بر عراق

 
جستجوی امنیت در عراق آشوب‌زده (بخش سوم)
نویسنده : اردشیر پشنگ - ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩
 
تاریخ خبر: چهارشنبه29اردیبهشت1389- 5 جمادی الثانی1431-19مه2010-شماره24753

جستجوی امنیت در عراق آشوب‌زده
اضلاع قدرت و معمای استقرار امنیت
نوشته: اردشیر پشنگ/بخش سوم


*اشاره:

فقدان تجربه و رقابت‌های فرقه‌ای و گروهی از مهمترین عوامل ضعف دولت‌های پس از اشغال عراق برای برقراری ثبات و امنیت در این کشور هستند. بدون آشنایی با گرایش‌ها و پیشینه فکری نیروهای تأثیرگذار در سرنوشت سیاسی عراق،‌ تحلیل شرایط و پیش‌بینی تحولات آتی این کشور، بسیار دشوار خواهد بود.

نگارنده مقاله در این بخش تلاش کرده است تا به صورتی گذرا، نگاهی به موقعیت سیاسی هر یک از اضلاع مثلث کنونی قدرت در عراق (کردها، شیعیان و سنی‌ها) بیندازد و خواننده خود را با منظر سیاسی آنان در محیط سیاسی پربرخورد این کشور آشنا کند.

با شما خوانندگان گرامی مطلب را پی می‌گیریم.

***

به هر حال در مثلث قدرت در عراق کنونی، کردها دومین ضلع مهم و تاثیرگذار را پس از شیعیان که 60 درصد کل جمعیت عراق را دارا هستند، تشکیل می‌دهند.

اما یکی از مهمترین موارد چالش‌برانگیز و تهدیدکننده موقعیت فعلی کردهای عراق مسأله تعیین سرنوشت شهر نفت‌خیز و استراتژیک «کرکوک» است که دامنه اهمیت آن فقط مختص به داخل عراق نیست و تقریباً یک بعد بین‌المللی دارد و تمامی همسایگان و اکثر دول عربی به آن بسیار حساس هستند.

شهری که به تنهایی نیمی از ذخایر نفت عراق را در خود جای داده است و اگر کنترل آن به دست کردها بیفتد، می‌تواند معادلات جدیدی در منطقه ایجاد کند.

بنابراین سایر گروه‌های عراقی چه سنی و چه شیعه، موافق الحاق این شهر به منطقه فدرالی تحت حکومت کردها نیستند و برای تعویق و احیاناً الحاق نیافتن آن به منطقه کردستان عراق تلاش می‌کنند،‌ همچنانکه ابتدا به ساکن براساس ماده 140 قانون اساسی این کشور، قرار بر این بود که تا پایان سال 2007 نوعی رفراندوم برای تعیین سرنوشت این شهر توسط نمایندگان بین‌المللی و سازمان ملل متحد برگزار شود که این امر فعلاً به تعویق افتاده است.

حضور برخی نیروهای جدایی‌طلب مانند «پ.ک.ک» در نقاطی از منطقه تحت نفوذ کردهای عراقی باعث شده است تا آنان از سوی ترکیه با اتهام همکاری احتمالی با آن گروه متهم شوند و می‌بینیم که نظامیان ترک اینک قریب به یکسال است که هر از گاهی به بهانه نبرد با نیروهای «پ.ک.ک» وارد خاک کردستان عراق می‌شوند و ثبات و امنیت نسبی این منطقه را تا حدی تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند.

علاوه بر تنش مورد اشاره با ترکیه، قدرت گرفتن گروه‌های مذهب‌گرای کردستان عراق و تلاش برای وارد کردن ایدئولوژی مذهبی به این منطقه، از دیگر موارد چالش‌برانگیز شمال عراق است. گروه‌هایی که با توجه به کنفرانس سال گذشته دولت‌ها و سازمان‌های اهل سنت در قاهره، به نظر می‌رسد وفاداری بیشتری به دول عربی هم مذهب خود دارند تا به هویت ملی عراق و دولت محلی کردستان عراق تلاش القاعده و گروه کرد تحت فرمانش «جندالاسلام» برای برهم زدن امنیت و آرامش منطقه هم از همین جانب نشأت می‌گیرد. گروهی که علیرغم کنترل خیلی بالای امنیتی منطقه توسط نیروهای پیشمرگ، طی سال گذشته توانستند چند باری قدرت مانور خود را با انفجارهای انتحاری به معرض نمایش گذارند.

اما مطمئناً مهمترین چالش پیش روی دولتمردان کردستان عراق در کوتاه مدت، تعیین سرنوشت کرکوک است که این امر یک پارامتر بسیار تأثیرگذار (و به جرأت می‌توان گفت تأثیرگذارترین مؤلفه) در استراتژی‌های بلندمدت کردهای عراق است. باید منتظر نشست و دید معاملات سیاسی و رخدادهای آتی درنهایت چه سرنوشتی را برای کرکوک رقم خواهند زد؟

* اعراب شیعی: اینان نیز به مانند کردها از ابتدای تأسیس عراق مورد ظلم و مهجوریت قرار گرفتند که این روند در دوره صدام بسیار شدیدتر شد.

اعراب شیعی که بیش از 60 درصد جمعیت کل عراق را تشکیل می‌دهند، بعد از انتخابات سراسری چند سال اخیر اکثریت کرسی‌های مهم و پست‌های اصلی دولت را از آن خود کرده‌اند، اما آنها نیز در درون دارای شاخه‌ها و گروه‌های مختلفی هستند که بعضاً برای کسب قدرت بیشتر سایرین را به چالش می‌طلبند.

اینک چهار جریان عمده در بین نیروهای شیعی وجود دارند که عبارتند از جناح سکولارها با رهبری افرادی چون ایاد علاوی، جناح معتدل شامل حزب‌الدعوه و مجلس اعلای اسلامی به رهبری نوری المالکی، سید عمار حکیم، ایشان و جناح رادیکال که آنان را مقتدا صدر نمایندگی می‌کند.

در این میان، مرجعیت عالی شیعه عراق به ویژه شخص آیت‌الله العظمی سیستانی، هیچگونه مداخله مستقیم در امور سیاسی عراق ندارند و در شرایط مقتضی، رهنمودهایی برای حفظ یکپارچگی ملی و امنیت عراق ارائه می‌دهند.

هر یک از این جریان‌ها دیدگاه‌های خاصی دارند که در یکی دو سال گذشته با سایرین در تضاد قرار می‌گرفت. درگیری‌های نظامی بین هواداران صدر با ارتش تحت فرمان نوری مالکی، شدیدترین تعارض از این دست بود. حتی در این مقطع بین جناح معتدل هم در برخی موضوعات مهم تفاوت دیدگاه‌های اساسی وجود دارد به‌طور مثال مجلس اعلا بارها خواستار سیستم فدرالی به سان شمال کردنشین برای بخش جنوبی شیعه‌نشین بود، در حالیکه ابراهیم جعفری کاملاً در جهت تضاد این خواست گام برمی‌داشت و حامیان نوری مالکی هم موضعی بینابین این دو داشتند.

شیعیان عراقی پس از انتخابات اخیر یکدست‌تر شده‌اند و تلاش زیادی برای ایجاد وفاق ملی می‌کنند، اما در بیرون گروه خود، سخت مورد انتقاد و حمله اعراب سنی عراقی و افراطیون طرفدار القاعده هستند و رگه‌هایی از جنگ‌های مذهبی را هر از گاهی شاهد بوده‌اند. از سوی دیگر اینان از جانب کشورهای عربی با دیده تردید نگریسته می‌شوند و کشورهای عرب، چندان از دولت تحت فرمان اعراب شیعی (و نیز کردها) استقبال نکرده‌اند.

چهره‌هایی چون سیدعمار حکیم، اخیراً در سفرهای منطقه‌ای خود، تلاش زیادی برای رفع سوءتفاهم‌ها کرده است.

* اعراب سنی: عرب‌های سنی از آغاز تأسیس کشور عراق در سایه چتر حمایتی بریتانیا در حالیکه به لحاظ جمعیتی در اقلیت قرار داشته‌اند، اما حکومت را به طور مطلق در دست گرفته بودند و علیرغم تغییر و تحولات دولت‌ها و رژیم‌های حاکم بر عراق، اینان همیشه در مرکز ثقل قدرت بوده وپس‌از سقوط صدام باعث تنزل شدید اینان شد و از رأس هرم قدرت به انتهای آن سوق داده شده‌اند.

این ضلع سوم و ناراضی قدرت در عراق که پس از شش دهه فرمانروایی بلامنازع، اینک نه فقط موقعیت خود را به طرز فاحشی از دست داده‌اند، بلکه جمع کثیری از نخبگانشان به دلیل وابستگی و حضور در دولت قبلی، به‌طور رسمی از قدرت کنار زده شده‌اند.

اعراب سنی با توجه به واقعیات موجود ـ به لحاظ بافت جمعیتی، مذهبی و قومی ـ هرگز نخواهند توانست به جایگاه گذشته‌شان در عراق بازگردند.

پس از دید خودشان طبیعی است که نارضایتی خود را از تغییرات رخ داده، به شدیدترین نوع ممکن ابراز کنند و از هیچ کوششی برای ایجاد ناکامی و سنگ‌اندازی در راه تثبیت وضع جدید در عراق، فروگذاری نکنند! همچنانکه در سه سال اول پس از اضمحلال بعثی‌ها، اینان کانون اصلی مبارزه و حمایت از حرکت‌های خرابکارانه و تروریستی را علیه خارجی‌ها و سایر نیروها از جمله اعراب شیعی و کردها، تشکیل می‌دادند.هرچند اعراب سنی از حمایت‌های کشورهای متنفذ عربی منطقه برخوردارند، اما جناح‌هایی از اینان کم‌کم پی می‌برند که درنهایت ناگزیر به کنار آمدن با واقعیات جدید هستند و دیر یا زود باید در کنار سایر هموطنان عراقی خود به فکر بازسازی و پیشرفت کشورشان در یک فضای متفاوت از قبل باشند. از همین منظر است که جبهه‌ای جدید علیه القاعده در بین اهل سنت عراق ایجاد شد، و اینان نیز به مبارزه با افراط‌گرایی روی آورده‌اند، اما این دیدگاه هنوز در بین کل گروه‌های عرب سنی پذیرفته نشده است.

جریان‌های غالب اعراب سنی عراق شامل جناح رادیکال نزدیک به وهابیون و القاعده، سکولارها، بعثی‌های سابق و سنتی‌ها (ایلات و عشایر) است. اینک نزدیکی در برخی مواضع و همراهی با سایر گروه‌های عراقی (کرد و شیعه) به‌صورت آهسته میان جناح‌های سکولار و سنتی در حال رخ دادن است، اما جناح رادیکال (بعث و القاعده) همچنان به راه خود می‌رود.حال به اختصار در خصوص دیدگاه کلی این سه گروه عمده عراقی در خصوص دولت عراق باید گفت که کردها به طور جدی در تقویت دولت کوشش و اهتمام می‌کنند، اما مسأله تعیین سرنوشت کرکوک می‌تواند رابطه کردها با دولت مرکزی را دچار بازبینی کند.

اکثریت اعراب شیعی خواهان تقویت دولت هستند، اما برخی گروه‌ها هرازگاهی در جهت عکس گام برمی‌دارند. طیف اکثریت اعراب سنی هم آهسته آهسته، اما با تردید و اما اگرهای بسیار در حال نزدیک‌تر شدن به دولت و سهم خواهی از قدرت است، اما زمان زیادی می‌طلبد تا پروسه نزدیکی آنان کامل شود، ولی طیف رادیکال سنی‌ها همچنان مأمن و پایگاهی برای القاعده و مخالفین جدی نظم جدید این کشور و دولت آن محسوب می‌شوند.

همانطور که مشاهده می‌شود، در تعامل میان نیروها و گروه‌های تأثیرگزار در سطح داخلی عراق، هنوز چندان نمی‌توان چشم‌انداز واضحی را ترسیم کرد. حال اگر به تعاملات و تعارضات این گروه‌ها با بازیگران متفاوت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اندکی توجه کنیم، می‌بینیم معمای ایجاد امنیت در عراق بسیار پیچیده‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر است.

ادامه دارد

ادرس اینترنتی بخش سوم در روزنامه اطلاعات:

 

 

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2010\05\05-19\14-43-31.htm&storytitle=%C7%D6%E1%C7%DA%20%DE%CF%D1%CA%20%E6%20%E3%DA%E3%C7%ED%20%C7%D3%CA%DE%D1%C7%D1%20%C7%E3%E4%ED%CA