فاضل میرانی: تداوم رهبری دوگانه بارزانی – طالبانی به نفع کردهاست

دموکراتیزاسیون یک فرهنگ و یک فکر است که مردم ابتدا به آن ایمان و اعتقاد پیدا می کنند و سپس در راه آن گام بر می دارند بودن اپوزیسیون در منطقه ما یکی از نشانه های وجود دموکراسی در کردستان است نداشتن حتی یک زندانی سیاسی در حکومت فدرالی اقلیم کردستان عراق نشانه دیگری از حاکم بودن دموکراسی در منطقه ماست اپوزیسیون ما در کردستان آزاد هستند آنها دارای تلویزیون مربوط به خودشان هستند در رسانه های مختلف شنیداری، دیداری و مکتوبشان علیه ما انتقادهای مختلف و بعضاً تند و تیزی ارائه می کنند در خیابان ها مجوز برگزاری اجتماعات و تظاهراتهای اعتراضی علیه ما بدست می آورند و طرفدارانشان را به خیابان ها می کشانند در خود پارلمان علیه حکومت اقلیم و مقامات دولتی صحبت می کنند من فکر می کنم اینها کارهایی است که هر گروه اپوزیسیون در یک کشور دموکراتیک می تواند انجام دهد و در منطقه ما هم اپوزیسیون همه این اقدامات و آزادی ها را داشته و دارد همه اینها نشانگر آن است که یک دموکراسی قابل توجه در منطقه ما وجود دارد اما من هم معتقد نیستم که ما یک دموکراسی و وضعیت ایده ال داریم چون ایده ال را حتی در کشورهایی که ادعای داشتن عالی ترین سطح دموکراسی را نیز دارند هم بی نقص نمی بینیم اما در کل برای ما همچون یک تجربه خوب بوده و راضی هستیم.

مساله دیگر به بحث اسلامگرایی برمی گردد به نظر ما اسلام سیاسی همان اسلامگرایی نیست اسلامگرایی برپا کردن اصول اسلام در جامعه است و نیازمند حزب و گروه بخصوصی نیست همه ما مسلمان هستیم و اصول اسلام در سرلوحه فکر و ذهنمان هست و نیازی نداریم تا نماز و واجبات دینی را از طریق بودن یک حزب اسلامی فرا بگیریم و انجام دهیم. اما اسلام سیاسی دنبال این است که قدرت را در دست بگیرد به مانند اخوان المسلمین و دیگر گروههای اسلامگرا و این هم حق طبیعی آنهاست و اگر فردا روزی در انتخابات داخل کردستان عراق جماعت اسلامی و یا اتحاد اسلامی از سوی مردم با استقبال مواجه شدند طبیعتاً می توانند قدرت و حکومت را در دست بگیرند و ما پیروزی آنها را تبریک خواهیم گفت چون ما هم جزعی از مردم کُرد هستیم.

لذا در نتیجه باید بگویم داور مباحث مطروحه و انتقادات موجود میان احزاب حاکم و احزاب اوپوزیسیون ملت ما هستند و آنها هستند که نهایتاً با رای و جهت گیری خود نشان می دهند که اقبال بیشتری را به برنامه ها و اهداف کداوم گروهها نشان می دهند. لذا این به مانند یک دستاورد مهم است که همه ما وظیفه محافظت از آن داریم اوپوزیسیون هم از طریق انتقادات و اعتراضات خود به این دستاورد کمک می کند و ما هم به شیوه ای دیگر. خوشبختانه گروههای اوپوزیسیون ما هم دیدگاههای ملی و مردمی دارند و غیر از این هم البته انتظاری نیست. لذا هم بر احزاب حاکم و هم اوپوزیسیون لازم است تا از ایجاد شرایط و بدعت هایی که باعث خراب شدن و به خطر افتادن وضعیت دموکراتیک فعلی ما می شوند پرهیز کنند چون این امر مورد قبول مردم نیست. من مجدداً تاکید می کنم داور میان ما و آنها آرای داخل صندوق های انتخاباتی است هر دوی ماها کُرد هستیم و هردوی ماها دنبال آن هستیم که کردستان را پیشرفته تر و آبادتر کنیم.

 

سئوال دیگر من به روابط درون حزبی و تغییرات احتمالی در بین صفوف اتحادها و ائتلافها در بین احزاب کرد عراقی باز می گردد طی هفته های اخیر شاهد نوعی تنش زدایی میان جنبش گوران و اتحادیه میهنی هستیم دو حزبی که روزگاری در یک پیکر واحد قرار داشتند اخیراً دیدارهای رهبران بلندپایه حزبی این دو گروه بیشتر شده است، این در حالی است که گوران (جنبش تغییر) عضو اوپوزیسیون بوده و اتحادیه میهنی متحد استراتژیک حزب شما (دموکرات) در یک دهه اخیر و در نتیجه از احزاب حاکم است، همچنین گمانه زنی هایی زده می شود که این دیدارها ممکن است به بازگشت دوباره جنبش گوران به داخل اتحادیه میهنی شده و این دو متحد یکدیگر گردند، به باور شما وقوع احتمالی چنین وضعی چه تاثیری بر اتحاد استراتژیک و تاثیرگذار دو حزب دموکرات کردستان عراق(پارتی) و اتحادیه (یکیتی) خواهد گذاشت؟ یعنی ممکن است این اتحاد فعلی شما در انتخابات بعدی باقی نماند؟

 

من چنین تصوری ندارم ما خود به عنوان حزب دموکرات کردستان عراق همواره و در همه حال تقاضا و تمنا داشته ایم که جنبش گوران به آغوش اتحادیه میهنی باز گردد و این دو یکبار دیگر متحد شوند به عبارتی دیگر ما به عنوان یک حزب سوم هر دو طرف را همواره تشویق کرده و می کنیم تا زمینه های اتحاد مجدد را بین خود فراهم سازند؛ چون برداشت ما این است که یکی شدن این دو حزب از جدایی آنها سود و منفعت بیشتری برای مردم کرد در برخواهد داشت و اگر هم یکی نمی شوند دست کم از طریق این دیدارها و گفتگوهای منظم، آرایشان را درباره مسائل مهم به یکدیگر نزدیک کنند. لذا بازگشت گوران به دل اتحادیه میهنی یکی از خواست های ما می باشد. در نتیجه حتی اگر در انتخابات پیش رو این دو حزب با یک لیست مشترک وارد کارزار شوند ما نه تنها از آن به عنوان یک مشکل یاد نمی کنیم بلکه از آن هم استقبال می کنیم. اتحاد مجدد این دو حزب تاثیر منفی بر اتحاد استراتژیک پارتی و اتحادیه میهنی ندارد بلکه تاثیر مثبت بر وضعیت مردم کرد و اقلیم کردستان دارد. و اگر گوران هم بخواهد به اتحاد استراتژیک ما ملحق شود ما به آنها خیر مقدم گفته و به گرمی پذیرایشان خواهیم بود. اما یک نکته وجود دارد و آن این است که فرد یا گروهی که وارد اتحاد استراتژیک احزاب دوگانه شد دیگر نمی تواند همزمان نقش گروه اوپوزیسیون را نیز بازی کند چون احزاب مذکور اینک بر اساس خواست مردم حاکمان اقلیم کردستان عراق محسوب می شوند. در نتیجه ما نه تنها از ورود جنبش گوران به میان خود استقبال می کنیم بلکه سایر احزاب اوپوزیسیون را نیز با همین نظر نگاه کرده و می کنیم و هدف همه ما حفاظت از دستاوردهای فعلی کردستان عراق است که به مانند یک آزمون در حال سنجش ماست!

 

آقای مسعود بارزانی رهبر حکومت اقلیم کردستان عراق در سخنرانی های مختلف و در جاهای گوناگونی که شرکت می کند همواره بر برقراری روح دموکراسی و قانون بر اقلیم کردستان عراق تاکید می کند و آن را یک دستاورد مهم برای کُردها دانسته و به آن افتخار می کند؛ اما اینک وی دو دوره پیاپی است که ریاست حکومت اقلیم کردستان را بر عهده دارد سال آینده عمر دوره دوم رهبری وی همزمان با انتخابات پارلمانی کردستان عراق به پایان می رسد؛ آیا وی که تاکید بسیاری بر تداوم روند دموکراتیزاسیون در کردستان عراق را دارد به مانند بسیاری از دموکراسی های حاکم در کشورهای مختلف جهان، خود را در انتخابات بعدی کنار خواهد کشید تا اصل چرخش قدرت در بین نخبگان در کردستان عراق حاکم شود یا خیر؟ قانون منطقه اقلیم کردستان عراق در این خصوص چه می گوید؟ محدودیتی برای تعداد دوره های رهبری یک فرد در آنجا وجود دارد؟

 

هنوز قانون ما به رفراندوم مردمی گذاشته نشده است یکی از مشکلات ما اینک همین مسله قانون اساسی است و هر زمانی در رفراندوم به آرای عمومی مردم سپرده شد این مشکل ما حل خواهد شد. مساله دیگر به این باز می گردد که ما رئیس بارزانی را در دور نخست از داخل پارلمان انتخاب کردیم اما چون در طول دوره اول برخی از افراد و نیز گروههای اوپوزیسیون انتقاداتی به این شیوه انتخاب رهبر اقلیم وارد ساختند در دور بعدی به پیشنهاد آقای بارزانی، مکانیسم تعیین رهبری اقلیم کردستان همزمان با انتخابات پارلمانی به رای مستقیم مردم تغییر شیوه داد در نتیجه کیفیت انتخاب آقای بارزانی در دوره دوم با کیفیت انتخاب ایشان در دور اول از نظر روشی متفاوت است در دور اول از طریق پارلمان و در دور دوم با رای مستقیم مردم انجام پذیرفت و ایشان توانسن 70 درصد آرا در میان کاندیداهای رقیب از آن خود کند.

مساله دیگر این است که رهبری حکومت اقلیم کردستان را یک وظیفه و یا شغل برای آقای بارزانی نمی پنداریم بلکه ایشان را یک مرجعیت قابل قبول و مورد اعتماد مردم می دانیم چرا که در همین انتخابات دوم در حالی احزاب حاکم توانستند بیش از 50 درصد آرا را بدست آورند آقای بارزانی 20 درصد بیشتر از این آرا را از آن خود کرد این بدان معنی است که ایشان نه تنها در بین هواداران دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات دارای استقبال هستند بلکه در بین طرفداران دیگر احزاب اوپوزیسیون و مردم مستقل از وابستگی های حزبی نیز وی به عنوان یک رهبر مورد وثوق مورد پذیرش و اقبال قرار گرفته است یعنی به زبانی ساده تر باید بگویم مسعود بارزانی در بین مردم یک چهره و رهبر فراحزبی محسوب می شود و رای مردم هم به وی موید همین ادعاست.

اما در خصوص کاندیداتوری برای دوره سوم باید بگویم چنانچه از خود وی بپرسیم در خواهیم یافت که ایشان خود چندان مایل و مشتاق به انجام این مهم نیستند اما چون شرایط و وضعیت در حالت خاصی است همه ما از وی خواسته ایم برخلاف میل شخصی اش این وظیفه را به عنوان یک وظیفه ملی و مورد خواست مورد یکبار دیگر بر عهده گرفته و در انتخابات آتی شرکت کند. در این زمینه قوانین حکومت اقلیم با توجه به تفاوت در چگونگی انتخاب ایشان در دو مرحله، محدودیتی برای بار بعدی قائل نیست اما به نظر من مشکل اصلی ما قبل از هر قانون و انتقاد موجود، به راضی کردن ایشان برای شرکت در انتخابات باز می گردد که امیدوارم این امر صورت پذیرد. لذا من نظر شخصی ام این است هم مردم هم احزاب حاکم و اوپوزیسیون (ولو برخی از اوپوزیسیون از این نظر من راضی نباشند) نیازمند بودن یک مرجع مورد اقبال عامه هستیم تا بتواند با توجه به کاریزمای خود در این مقطع حساس تاریخی به ایفای نقش رهبری حکومت بپردازد و به باور من در زمان فعلی کسی مناسب تر از آقای بارزانی را برای این مهم در دسترس نداریم.

 

جناب میرانی سوال بعدی من دنبال یافتن چرایی جهت گیریهای درون کردی و عراقی در میان احزاب حاکم کُرد است، به چه دلیل از زمان ایجاد اتحاد استراتژیک میان حزب دموکرات و اتحادیه میهنی، حزب متبوع شما همواره گرایش به گرفتن پست های اصلی در داخل اقلیم کردستان عراق داشته است و پست های فراکردی در بغداد از جمله ریاست جمهوری به اتحادیه میهنی رسیده است، اینگونه به نظر می رسد روند فعلی در انتخاباتهای بعدی در کردستان عراق و یا پارلمان عراق نیز ادامه خواهد یافت، به راستی علت این امر چیست؟

 

این مساله به یکی از توافقات بسیار مهم در اتحاد استراتژیک میان ما باز می گردد از روز اول دو حزب حاکم بنا به برخی واقعیات موجود و نیز خواسته های حزبی، ت بر سر این وافق کردند که چنانچه در انتخابات به پیروزی دست یافتیم در داخل حکومت اقلیم کردستان رهبری به حزب دموکرات کردستان برسد و نمایندگی کُردها در بغداد از آن حزب اتحادیه میهنی شود ویژگی های شخصیتی و کیفیت مبارزات رهبران دو حزب یعتی آقایان بارزانی و طالبانی نیز عملاً بر چنین توافقی صحه می گذاشت. اگر این توافقات صورت نمی گرفت برای نخستین بار ما شاهد ریاست جمهوری یک کُرد در کشور عراق نمی بودیم و همچنین در سایه این انسجام و اتحاد توانستیم پس از 9 دهه کرد را به یک هموطن درجه یک عراقی که با دیگر شهروندان عرب این کشور حقوق برابر دارد ارتقا دهیم. پس نیاز بود برای دستیابی به این اهداف مهم سطح عراق، رهبر توانمندی همچون مام جلال (طالبانی) را کاندیدا می کردیم که قابلیت عملی کردن این اهداف را داشت و در عمل هم اینگونه شد. پس به باور من انتخاب مام جلال به عنوان رهبر اول عراق و کاک مسعود به عنوان رهبر کردستان عراق تصمیمات بسیار مهم و درستی بودند که دو حزب گرفتند که در سایه آن مناف مردم کُرد بیش از هر زمان دیگری حصول گشته است.

حتی این انتخاب به نفع ملت عراق هم بوده است چون با توجه به واقعیات، بحرانها، تنشها و جدالهای قومی و مذهبی و سیاسی موجود عراق اگر شخصی مثل مام جلال وجود نداشت به تصور من نه هیچ عرب سنی و نه هیچ عرب شیعی توانایی مدیریت و ایجاد موازنه و مدیریت و سپس اتحاد میان گروههای مختلف قومی و مذهبی در این کشور را نداشت و شاهد آن هستیم وی به بهترین شکل ممکنه در طول چند سال اخیر به ایفای این نقش و وظیفه دست زده است و لذا امروزه در عراق مام جلال یک رهبر فراقومی و فرامذهبی محسوب می شود که مورد وثوق و احترام تمامی گروههای غیر کُرد این کشور نیز هست. التبه لازم به توضیح می دانم که این تقسیم بندی دال بر پررنگ بودن گرایش کُردی در نزد آقای بارزانی و گرایش عربی در نزد آقای طالبانی نیست چون هردوی آنها چندین دهه سابقه مبارزه و پیشمرگه بودن در کارنامه سیاسی خود دارند و هردوی آنها هم دنبال مصلحت مردم کرد و هم مصلحت ملت عراق هستند.

 

مطمئناً کارنامه سیاسی چند ساله اخیر عراق در مورد نحوه رهبری آقای طالبانی تائید کننده نظر شماست؛ اما مساله و واقعیت دیگری که در رابطه با ایشان وجود دارد کهولت سنی و بیماری وی است و دیدیم که به مدت چندین ماه مجبور به ترک عراق و بودن در کلینیک های تخصصی در اروپا بوده اند، گویا خود آقای طالبانی با توجه به این دو مساله، اعلام داشته اند در انتخابات 2014 پارلمان عراق که پس از آن تکلیف رئیس جمهور مشخص می شود مایل به شرکت نیستند، با این اوصاف گروههای کُرد پس از ایشان چه فردی را به عنوان کاندیدای خود که دارای شباهتهای فردی، مبارزاتی و وزنی با مام جلال باشد برای گرفتن پست ریاست جمهوری و یا ریاست مجلس (که بستگی به میزان رای کُردها در انتخابات دارد) معرفی خواهند کرد؟

 

در همین ابتدای امر بگویم ما به هیچ عنوان و با هر میزان رای سوق داده شدنمان برای گرفتن پست ریاست پارلمان بجای ریاست جمهوری را نخواهیم پذیرفت. ما تنها در حالتی این امر را می پذیریم که ریاست سه گروه قومی مذهبی کُرد، عرب شیعه و عرب سنی بر پست های اصلی سه گانه چرخشی و نوبتی باشد یعنی یک دوره کردها به نخست وزیری برسند دوره بعد رئیس پارلمان و دوره سوم به ریاست جمهوری دست یابند و این امر برای اعراب سنی و اعراب شیعی هم اینگونه باشد پس اگر چنین فرمولی ایجاد شد و تبدیل به ماده ای قانونی شد در اینصورت ما نیز قبول می کنیم بجای ریاست جمهوری ریاست پارلمان را داشته باشیم. استدلال من برای این فرمول این است که کُرد در عراق قومیت دوم محسوب می شود چون هم شیعه و هم سنی هر دو عرب هستند لذا ما در عراق شاعد حضور دو ملت عرب و کُرد در عراق هستیم بر این اساس نیاز است چنانچه پست اول که نخست وزیری است به اعراب رسید منطقاً پست دوم که ریاست جمهوری است از آن کُردها شود در همین تقسیم بندی قومیت عربی در عراق دارای دو پست از سه پست اصلی می شود پس طبیعی است ما تاکید کنیم که ریاست جمهوری حتماً از آن کُردها باشد.

اما مساله دیگر به وضعیت مام جلال باز می گردد به نظر من بهترین کاندیدای ما خود ایشان است و من دوست دارم و مایلم ایشان پس از 2014 هم این پست را قبول کنند و نمایندگی کردها را در بغداد بر عهده داشته باشند که هم به نفع کردهاست و هم به نفع ملت عراق. اگر سلامتی ایشان مثل هفته ها و روزهای اخیر باشد فکر نمی کنم مشکلی برای ادامه ریاست جمهوری ایشان وجود داشته باشد. اگر اینگونه نشد نیاز است تا گروههای مختلف کردی در بین خود به یک توافق دست یابند و شایسته ترین جانشین ممکن را در سال 2014 راهی بغداد کنند که هم دارای مقبولیت نسبی در بین همه گروههای کُرد باشد و هم دیدگاهی مثبت از وی در بین گروههای عرب و ترکمن و دیگر اقلیت های عراقی وجود داشته باشد یعنی چنانچه ناچار شدیم فرد دیگری را بجای مام جلال کاندیدا کنیم ما حتما آرا و دغدغه های غیرکُردها را نیز لحاظ خواهیم کرد.

 

گفتگو: اردشیر پشنگ

/ 1 نظر / 17 بازدید
شهلا

سلام من یکی از خواننده های ثابت وب شما هستم با این حال این اولین باره که براتون نظر میذارم نظر که چه عرض کنم یه زحمتی دارم براتون راستش با شناختی که از کار شما دارم فکر می کنم تنها کسی هستید که میتونه در شرایط فعلی کمکم کنه من دانشجوی علوم سیاسی هستم و دارم مقاله ای رو می نویسم که اگه بتونم خوب تکمیلش کنم چاپ میشه برای مقالم نیاز دارم دو صفحه در مورد سرمایه گذاری شرکتهای نفتی آمریکایی در عراق پس از اشغال بنویسم و اینکه این شرکتها چقدر تا به حال سود بردن و کلا این سرمایه گذاری ها تا چه حد در اقتصاد عراق تاثیر داشته و مواردی از این قبیل تا جایی که بنده اطلاع دارم شما به تحولات عراق مسلط هستید به همین خاطر ازتون خواهش میکنم اگه فرصتشو دارید راهنماییم کنید تقریبا می تونم بگم 90 درصد سایت های فارسی زبان رو گشتم ولی چیزی که به دردم بخوره پیدا نکردم موفق باشید