تونس همچنان پرچم دار بهار عربی

تحولات مذکور اما تنها به چهار کشور مذکور خلاصه نشد و همچنان کشورهای دیگری از جمله بحرین، مراکش، الجزایر، سوریه و … متاثر از آن هستند. اما تحولات خاورمیانه و قیامهای مردمی آن را تنها نمی توان در قیام و سپس سقوط دیکتاتورها طبقه بندی کرد بلکه با نگاهی کلی تر بر آنچه که در ماههای اخیر در شمال آفریقا و خاورمیانه رخ داده است در خواهیم یافت قیامهای منجر به سقوط دیکتاتورها مرحله اول از یک فرآیند گسترده تر بوده است در این فرایند در حال جریان می توان مراحل دیگری از جمله برگزاری انتخابات (پیروزی احزاب و جریانهای اسلامگرا) و مرحله تدوین قانون اساسی و نهاد سازی را مشاهده کرد. در این مراحل نیز مشاهده می شود تحرکات و اقدامات مردم و نخبگان انقلابی تونسی همچنان به عنوان گروهی الگوساز برای سایر منطقه و مردم خاورمیانه عمل می کند آنچه در ادامه خواهد آمد تاثیرگذاری تحولات تونس در مراحل سه گانه مورد اشاره در خاورمیانه است:

مرحله اول: تسری الگوی قیام متداوم خیابانی

همانطور که اشاره شد قیام ژانویه تونس در فاصله کوتاهی الهام بخش قیام فوریه در سرزمین فراعنه و رشادتهای جوانان مصری در میدان التحریر شد و استعفای اجباری و سپس محاکمه «حسنی مبارک» را در پی داشت. سرهنگ «معمر قذافی» هم که ۴۲ سال به شیوه های مختلف سلطه بی چون و چرایش را بر مردم لیبی تحمیل کرده بود هم نتوانست با هیچ حربه ای از جمله زور و کشتن حدود ۵۰ هزار نفر معترض خیابانی به زمامداری اش ادامه دهد و او نیز نه تنها سقوط و فرار کرد بلکه سرانجام به سرنوشت تلخ تری از دو سلف تونسی و مصری اش دچار شد و خود اینبار طعمه مرگ انقلابیون خشمگین قرار گرفت. «علی عبدالله صالح» نیز در سی و سومین سالگرد حکومتش بر کشور فقیر و بحران زده یمن با موج بیداری اسلامی الهام گرفته از تحولات خاورمیانه مواجه شد و هرچند با ترفندها و پیمان شکنی های متعدد هنوز در ساختار قدرت کشورش باقی مانده است اما در کارزار نفس گیر مبارزه با مردم یکبار تا آستانه کشته شدن پیش رفت و دیگر بار هم مجبور به واگذاری بخش عمده ای از قدرتش به مخالفین شد تا اینک در به در به دنبال یافتن کشوری جهت سپری کردن تبعیدی خود خواسته تا آخر عمرش باشد امر و خواسته ای که تا کنون حتی از سوی متحدین پیشین اش از جمله آمریکا نیز مورد اجابت قرار نگرفته است.

هرچند در سایه تحولات موسوم به بیداری اسلامی که سرچشمه آنها تونس بوده است تنها چهار دیکتاتور عرب سقوط کرده اند اما این به معنای عدم تسری پذیری دیگر کشورهای منطقه نبوده است چراکه همزمان با آغاز موج اعتراضات مردمی در لیبی و یمن، شاهد آن بوده ایم که از آن زمان تا کنون اعتراضات خیابانی مردم بحرین در منامه و دیگر نقاط جزیره بحرین، خواب آرام از چشمان خاندان آل خلیفه را ربوده است به نحوی که برای تداوم بقای خود دست به دامن یاری جستن از دیگر دیکتاتوران عرب منطقه و نیروهای نظامی و امنیتی شان شده اند. یا در اردن این اعتراضات منجر به دست پاچگی شاه این کشور و تغییر کابینه های دولت شده است که این اقدامات نیز نتوانسته است رضایت مردمی را بدست آورد. در مراکش پادشاه را به دادن بخش قابل توجهی از اختیاراتش به پارلمان منتخب وا داشته است. در الجزایر باعث صدور اعلامیه عدم دخالت مجدد ارتش در سیاست و انتخابات پارلمانی پیش رو شده است. در عربستان سعودی سبب ساز قیام متداوم اقلیت تحت ستم شیعه در برابر ستم حکومت آل سعود شده است و … .

مرحله دوم: تسری الگوی انتخابات آزاد و دموکراتیک

اما اگر مجموعه اقدامات و تحولاتی که در تونس بوقوع پیوسته و همچنان در حال انجام است را در کنار هم قرار دهیم در خواهیم یافت که قیام خیابانی مردم این کشور تنها گام و مرحله اول از مجموعه اقدامات انقلابیون بوده است گامی که باعث موج آفرینی در کل منطقه شده است حال با بررسی تحولات تونس پس از فرار بن علی، می توان گامهای دیگری را در تحولات جاری این کشور که همچنان توان موج آفرینی منطقه ای و الگو شدن برای خاورمیانه و شمال آفریقا را دارا هستند مشاهده کرد. گذار عقلانی و پرهیز از هیجانات معمول انقلابی از طریق برگزاری یک انتخابات آزاد، فراگیر و در سطح استانداردهای بین المللی که مورد تائید ناظران خارجی نیز قرار گرفته است از جمله اقدامات و الگوهای تونس پس از وقوع انقلاب است. حتی کیفیت آرای مردم به احزاب مختلف نیز در این گام کاملاً بر سایر کشورهای پیرامونی و تاثیرپذیر از جمله مراکش و مصر نیز اثر گذاشته است. بر این اساس این کشورها مانند تونسی ها به برگزاری یک انتخابات آزاد مبادرت ورزیدند که نکته جالب آن شباهت نتایج در هر سه کشور است بدین ترتیب که نهایتاً این گروههای میانه روی اسلامگرا بوده اند توانسته اند خود را همسوتر با خواست مردم نشان داده و لذا اکثریت کرسی های پارلمانی را از آن خود کنند در مراکش حزب اسلامگرای «عدالت و توسعه» و در مصر احزاب «عدالت و آزادی» (شاخه سیاسی اخوان المسلمین) و النور (وابسته به سلفی ها) بر صدر انتخابات تکیه زدند. بسیاری بر این عقیده اند که پیروزی اسلامگراها در انتخاباتهای مختلف شمال آفریقا بیانگر تثبیت جایگاه اینان در موج دوم تحولات موسوم به بهار عربی در منطقه است.

مرحله سوم: تسری الگوی نهادگرایی و قانون سازی

اما سومین گام قابل پیش بینی در تحولات جاری تونس که همچنان توان موج آفرینی در منطقه را خواهد داشت به اقدامات نمایندگان منتخب در مجلس و رهبران انقلاب باز می گردد. اقداماتی که از یکسو تلاشی برای دموکراتیزاسیون ساختار سیاسی و حفاظت از نهال آزادی قلمداد می شود و از سوی دیگر کوششی در جهت تطبیق هرچه بیشتر این قوانین با شرایط بومی و بخصوص با قوانین اسلامی خواهد بود. مدارای توام با همکاری (قابل توجه و تحسین برانگیز) گروههای مختلف تونسی اعم از اسلامگرا، ملی گرا و لیبرال با یکدیگر و تلاش آنها برای برقراری یک نظام با ثبات و متعادل که نماینده یک اسلام میانه رو و هماهنگ با شرایط روز باشد با درجات مختلفی می تواند به دیگر کشورهای منطقه از جمله مصر، مراکش و … سرایت پیدا کند. مصر همچنان نخستین کاندیدای این تاثیرپذیری است چراکه با روشن شدن مرحله اول از نتایج انتخابات مجلس شورای آن مشخص گردید احزاب اسلامگرا حدود ۸۲ درصد کرسی ها را از آن خود کرده اند پیروزی در مجالس شعب (مردم) و شورا از این باب قابل اهمیت است که گفته شود طی سه ماه آینده یک گروه منتخب ۱۰۰ نفره از دو مجلس مامور بازنگری، اصلاح و تدوین قانون اساسی جدید مصر و ایجاد نهادهای جدید خواهد شد که با توجه به ترکیب دو مجلس پر واضح خواهد بود که آرا و اندیشه های جریان اخوان المسلمین بیشترین تاثیر گذاری بر قانون و نهادهای جدید این کشور را خواهد شد به همین ترتیب انتظار می رود که مراکش، لیبی و یمن نیز در صورت رسیدن به این مرحله تحت تاثیر پرچمداران بهار عربی یعنی تونس و مصر قرار گیرند.

چشم انداز پیش رو

با توجه به آنچه که مورد اشاره و بررسی قرار گرفت به نظر می رسد یکسال پس از وقوع قیام مردمی تونسی ها که آغازگر تحولات گسترده ای که بهار عربی نامیده شد با توجه به اشتراکات گسترده کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا از منظر تاریخی، فرهنگی (مذهبی –زبانی و …) و سیاسی که با هم دارند همچنان تونس پرچمدار تحولات منطقه خواهد بود و جهت گیریها و تصمیمات رهبران آنها بخصوص راشد الغنوشی و حزب اسلامگرای النهضه همچنان ابعاد و اثراتی فراملی خواهد داشت. تحولات رخ داده در مصر و مراکش که نشان دهنده تداوم راه تونسی ها در مراحل اول و دوم است بیانگر این واقعیت است که مرحله سوم در این کشورها نیز با شباهت نزدیک و البته با در نظر گرفتن برخی تمایزات داخلی بوقوع خواهد پیوست و باید در انتظار بود در سایر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا که در آنجا قیامها در مرحله اول قرار دارد پس از به بار نشستن اهداف مردم از طریق سرنگونی دولت یا وادار شدن آن به اجرای اصلاحات اساسی و مرحله ای، سایر مراحل نیز بوقوع بپیوندد. بدین ترتیب باید گفت تحولات وو جهت گیریهای تونسی ها همچنان بر سایر نقاط این منطقه تاثیرگذار خواهد بود و در حقیقت اینان همچنان پرچمدار بهار عربی خواهند ماند.

/ 0 نظر / 26 بازدید