جدال پیشمرگه با مرگ / اردشیر پشنگ

انتشار خبر وخامت حال و بستری شدن «جلال طالبانی» رئیس جمهوری عراق در روز گذشته بلافاصله تبدیل به یکی از مهمتری اخبار رسانه های بین المللی و منطقه ای شده است. آنگونه که در خبرها آمده است در زمانی که وی در تلاش برای کاستن از سطح تنش موجود میان اربیل و بغداد بوده و درست دقایقی پس از اتمام دیدار با نوری مالکی ،نخست وزیر این کشور، دچار حمله قلبی (و به زعم برخی اخبار حمله مغزی) گردید نا نه تنها نبض مذاکرات پیش رو بایستد بلکه خطر ایستادن نبض حیات رهبر عراق، موج گسترده ای از نگرانی ها را در داخل و ورای مرزهای عراق ایجاد کرده و نگاهها را معطوف به بیمارستان «مدینه الطب» بغداد و دستان پزشکان معالج وی کند. یادداشت پیش رو پس از اشاره ای گذرا به زندگینامه رئیس جمهوری عراق، بدنبال پاسخگویی به این پرسش است که فقدان احتمالی جلال طالبانی چه پیامدهایی را در عراق ایجاد خواهد کرد؟
مام جلال در یک نگاه
79 سال پیش تر از امروز وی در منطقه دوکان واقع در شمال عراق (نزدیک مرزهای غربی ایران) در خانواده ای کُردتبار و مذهبی دیده به جهان گشود. در حالیکه تنها سیزده سال داشت اجتماع مردم کویه در بزرگداشت جشن نوروز را به مثابه فرصتی برای ایراد نخستین سخنرانی سیاسی اش غنیمت شمرد دو سال بعد به عضویت حزب دموکرات کردستان عراق تحت رهبری «ملا مصطفی بارزانی» درآمد و به رغم سن کمش در اندک زمانی در این حزب پیشرفت کرد و تا سال 1975 به عنوان یکی از مهمترین یاران ملامصطفی در این حزب به فعالیت و مبارزه علیه دولت های مرکزی عراق ادامه داد. اما امضای معاهده الجزایر میان شاه ایران و صدام حسین که در آن به نوعی کُردهای عراقی بازنده اصلی دوستی دو همسایه شدند باعث افول جنبش کُردی عراق و انشعاب در حزب دموکرات شد.
طالبانی اندکی بعد حزب اتحادیه میهنی را تاسیس کرد او که در کنار علاقه زیادی که به سیاست داشت کشش وافری نیز به درس و مدرسه داشت توانست در رشته حقوق تحصیل کند و همچنین به چندین زبان زنده دنیا نیز مسلط شود. اموری که در کنار خصوصیات شخصیتی اش در گسترش روابط دوستانه سیاسی اش با رهبران و سیاستمداران مختلف منطقه خاورمیانه تاثیر بسزایی داشته است. در اواسط دهه 1980 که وی از مذاکره با صدام برای حل مساله کُرد در عراق ناامید گشت به ایران پیوست و در کنار حزب دموکرات تحت رهبری مسعود بارزانی، به صف مبارزین علیه بعثی ها پیوست و از آن زمان تا کنون روابط را با مقامات ایرانی در بهترین سطح ممکن آغاز و حفظ کرده است. در دهه 90 میلادی که به همراه حزب دموکرات کنترل منطقه شمال عراق را بدنبال قطعنامه شورای امنیت مبنی بر تعیین منطقه پرواز ممنوع بدست گرفت اما چندی بعد این دو حزب رقیب دچار آتش جنگ داخلی شدند که نهایتاً در سال 1998 با امضای تفاهم نامه ای رسماً به آن پایان دادند.
سقوط نظام بعثی پس از حمله آمریکا به عراق باعث ورود عراق به مرحله نوینی از تاریخ 90 ساله خود شد در این زمان کُردها در کنار شیعیان عراقی نقش بی بدیلی برای ساختن بنای عراق تازه ایفا کردند. جلال طالبانی و مسعود بارزانی اینک دیگر دو رهبر احزاب رقیب محسوب نمی شدند بلکه در سایه اتحادی استراتژیک هریک ماموریتی متفاوت اما در حقیقت مکمل هم را بر عهده گرفتند بر این اساس بارزانی رهبری جریان کُردی عراق را در مناطق کُردنشین بر عهده گرفت و طالبانی هم تبدیل به نماینده اول کُردها در بغداد شد انسجام بیشتر کُردها در قیاس با دیگر گروههای قومی و مذهبی عراقی و فشار آنها از جمله عوامل تاثیر گذار در تصویب فدرالیسم به عنوان سیستم حاکم بر عراق شد همچنین کُردها دومین راس هرم قدرت را از آن خود کردند بدین ترتیب مسعود بارزانی با رای نمایندگان پارلمان محلی کردستان عراق رئیس حکومت اقلیم کردستان شد و جلال طالبانی به عنوان نخستین رئیس جمهور کُرد عراق جدید در پارلمان این کشور سوگند خورد. انتخابات محلی کردستان عراق در سال 2009 و انتخابات پارلمانی این کشور در سال 2010 نیز این وضعیت را همچنان بی تغییر باقی گذاشت.
طالبانی همچنین در سایه مقامش در عراق به مقام ریاست دوره ای اتحادیه عرب دست یافته است. ثمره سالهای رهبری اش در عراق کاستن از سطح تنش ها، نزدیک کردن گروههای مختلف قومی، مذهبی و سیاسی این کشور به هم، ارتقای جایگاه بین المللی عراق و دهها مورد دیگر بوده است اما طی چند سال اخیر به دلیل کهولت سنی وی شرایط جسمانی مساعدی نداشته است و به همین دلیل هر از گاهی تحت بستری قرار گرفته است که پیش از مورد اخیر آخرین آنها به مدت چند ماه در بیمارستانی واقع در آلمان بوده است.
پیامدهای فقدان احتمالی طالبانی برای عراق
هرچند نویسنده این یادداشت همچنان امیدوار است رهبر کنونی عراق سلامتی خود را باز یافته و در این شرایط سخت وظیفه خطیر و مهم رهبری این کشور را ادامه دهد اما باید گفت در صورت فقدان حضور وی در پست ریاست جمهوری به دلیل بیماری و یا هر اتفاق دیگر، مطمئناً وضعیت عراق پیچیده تر و امید به حل بحران های مختلف موجود در این کشور کمرنگ تر از قبل خواهد شد. از جمله این بحران ها می توان به بحران تعیین جانشین رئیس جمهوری، بحران میان اربیل و بغداد بر سر مسائل مختلف، بحران جانشینی در حزب اتحادیه میهنی، کاهش وزن رهبر عراق در مجامع بین المللی، پیچیده شدن روابط قدرت در کردستان عراق و به خطر افتادن اتحاد استراتژیک میان دو حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان اشاره کرد.
جایگزین طالبانی از نظر قانونی کیست؟
بند سوم از ماده 72 از قانون اساسی عراق می گوید: «در صورت خالی ماندن پست رئیس جمهوری به هر دلیلی، معاون رئیس جمهوری جانشین وی است و مجلس نمایندگان باید ظرف سی روز رئیس جمهوری جدید را انتخاب کند.» بدین ترتیب در چنین شرایطی «خضیر الخزاعی» که یکی از اعضای کادر رهبری ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری مالکی است به عنوان کفیل ریاست جمهوری ایفای نقش خواهد کرد. و می بایست پارلمان این کشور ظرف یکماه جانشین طالبانی را بر اساس توافقات موجود میان احزاب انتخاب نماید. اگر رویه مذکور طبق قانون این کشور پیش رود در این صورت دکتر «برهم صالح» از رهبران حزب اتحادیه میهنی کردستان و متحدین و دوستان قدیمی مام جلال محتمل ترین گزینه ممکن برای ریاست جمهوری عراق تا انتخابات سال 2014 خواهد بود.
واقعیات عراق چه می گویند؟
هرچند وضعیت تعیین جانشین ریاست جمهوری در عراق طبق قانون اساسی این کشور کاملاً مشخص است اما تنش موجود در روابط مان کُردها و دولت مرکزی این کشور در کنار اختلافات موجود در بین احزاب مختلف این کشور ممکن است باعث شود که فرآیند تعیین جانشین طالبانی بسیار بیشتر از 30 روز مذکور طول بکشد. کیفیت روی کار آمدن دولت دوم نوری مالکی پس از انتخابات 2010 این کشور این احتمال را بیشتر تقویت می کند در آن زمان عراق دچار بحرانی 9 ماهه شد و در این زمان اگر طالبانی به هر دلیلی نتواند به کار خود ادامه دهد امکان تکرار بن بست سیاسی پیشین بسیار زیاد خواهد بود و این امر خود بر دامنه بحران های سیاسی عراق خواهد افزود. پس باید گفت عراق بی طالبانی، عراقی بحرانی تر از قبل سطح تنش ها بیشتر از اینک خواهد شد.
/ 1 نظر / 16 بازدید
سجاد

مام جلال توانسته بود بحران های موجود در عراق و اقلیم را تا حد زیادی مرتفع سازد اگر برود روابط ایران نیز با عراق شاید مورد تنش قرار گیرد.