قمار کردها در بحران سوریه / اردشیر پشنگ

کردهای سوریه در کوتاه‌ترین زمان پس از ناآرامی‌ها موفق به گرفتن تابعیت سوری شدند، اکنون نیز به نظر می‌رسد در مناطق شمال شرقی شبه خودمختاری دارند. علت این امتیازدهی‌های اسد چیست و چه خطراتی برای دولت سوریه دارد؟

اگر نگاهی کلی به وضع کردها در سوریه داشته باشیم متوجه می‌شویم که تا پیش از تحولات اخیر سوریه کردهای این کشور به نسبت چهار کشور دیگری که دارای مناطق کردنشین هستند بدترین وضع ممکن را داشت، هرچند نمی‌توان گفت که وضع فعلی آنها نیز وضع مترقی‌تری نسبت به کشورهای دیگر باشد. یکی از مهم‌ترین مسائل کردها فقدان شناسایی هویتی آنها به صورت رسمی بود که مانع انجام امور طبیعی مثل آموزش، معاملات مختلف و حتی ثبت ازدواج می‌شد.

 از زمان درگیری‌ها و بحران سوریه نظام حاکم بر سوریه معتقد بود که نارسایی‌هایی وجود دارد که به اصلاحات نیازمند است و بشار اسد به صورت نمادین این اصلاحات را روی کردها اعمال کرد. این اقدام اسد بنا به دلایل مختلف سیاسی و حتی منطقه‌ای صورت گرفت. دلایلی مثل تاثیری که آقای جلال طالبانی به عنوان یکی از دوستان اسد و یکی از رهبران بانفوذ کرد در منطقه کردستان سوریه داشت باعث شد که به کردها امتیازاتی داده بشود که آنها به آهنگ اعتراضات سوریه که بیش‌تر عربی و متاثر از اندیشه‌های اخوانی بود ملحق نشوند.

 در بحث خودمختاری هم به نظر می‌رسد مهم‌ترین دلیل، همجواری جغرافیایی مناطق کردنشین سوریه در مرزهای مشترک سوریه و ترکیه است. با توجه به این‌که در میان کشورهای منطقه‌ای که در بحران سوریه دخالت بسیار گسترده‌ای دارند قوی‌ترین و بانفوذ‌ترین کشوری که آتش بحران را روز به روز بیش‌تر می‌کند ترکیه است، سوریه خواست با خودمختاری به کردها به نوعی مانعی بین مرزهای خود با ترکیه ایجاد کند که حداقل آهنگ کمک‌رسانی دولت ترکیه به عنوان محور عملیاتی که پشتیبانی لجستیک و نظامی از مخالفان سوریه می‌کند را کند کند.

 امتیازدهی اسد به کردها به نظر یک اقدام تاکتیکی بوده است، اقدامی که مورد حمایت متحدین منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دولت اسد نیز بوده است. اما این وضع کردها تا پایان بحران ادامه دارد و پایدار نخواهد بود. چه بشار اسد بتواند بر رقبایش پیروز شود و چه مخالفین مسلح بتوانند نظام را جابه‌جا کنند در هر دو صورت به نظر می‌رسد روند خود مختاری در کردستان سوریه به صورتی که در عراق برای کردها مهیا شد، آماده نمی‌شود. با این حال کردها باید دست به قمار زده و موضع خود را در این میان شفاف کنند.

 با این حال به نظر می‌رسد با توجه به امتیازاتی که دولت کنونی سوریه به کردها داده است، باقی ماندن نظام اسد بیش‌تر به نفع کردها است و روی کار آمدن مخالفان اسد می‌تواند خطراتی برای کردها داشته باشد.کردهای سوریه در حال حاضر گزینه مطلوبی را در چشم‌انداز آتی سوریه ندارند.

 بین گزینه بد و بدتر مجبور به انتخاب هستند و انتخاب آنها نیز تاثیر قابل توجهی در سرنوشت سوریه نخواهد گذاشت. در زمان فعلی انتخاب بد برای کردها حمایت از اسد و امیدواری به حزب این نظام و انتخاب بدترکمک به پیروزی مخالفین مسلح در سوریه است. کردها نمی‌توانند به ایده‌آل ذهنی خود یعنی یک منطقه فدرالی و وضع منسجم اداری و سیاسی در سوریه دست پیدا کنند.

 همان‌طور که شما اشاره کردید در شرایط فعلی باقی ماندن نظام اسد بیش‌تر به نفع کردها است اما تضمینی وجود ندارد که در صورت باقی ماندن نظام اسد به امتیازدهی خود به کردها استمرار ببخشد. اکنون ما شاهد این هستیم که تنها کنترل چهار شهر کوچک کردی به کردها پرده شده است و شهرهای بزرگی مثل حسکه هنوز در دست نیروهای ارتش سوریه است.

 یعنی فکر می‌کنید اسد در حال بازی با کردها است که در آینده معادله را به نفع خود رقم بزند؟

مطمئنا همین‌طور است. کردها برای اسد برگی هستند که باعث کندی حرکت مخالفین مسلح و اختلال در کمک‌رسانی عملیاتی توسط قدرت‌ها و کشورهای فرامنطقه‌ای از ترکیه به خاک ترکیه خواهد شد. از همین رومن فکر نمی‌کنم امتیازات اخیر امتیازاتی اصیل و بر اساس دیدگاه‌های حزب بعث باشد. اما به‌طور کل وضع کردهای سوریه از آنچه تا پیش از این بود بهتر شده است.

 از دیدگاه شما با باقی ماندن دولت اسد شاهد یک تحرک استقلال طلبانه مانند آنچه در عراق اتفاق افتاد نخواهیم بود؟

هرچند نوعی همکاری و هماهنگی بین نظام بشار اسد و کردها دیده می‌شود اما این امر به صورت رسمی اعلام نشده است. در طول بحران اخیر سوریه، کردها بنا به پیشنهاد طالبانی سکوت اختیار کرده بودند تا ببینند در آینده روند سوریه به کجا خواهد رفت. این استراتژی در بین کردهای سوریه همچنان ادامه پیدا کرده است. یعنی آنها این قابلیت را دارند که اگر وضع به نفع نظام اسد ادامه پیدا کرد با آنها چانه‌زنی داشته باشند و در غیر این صورت با مخالفین توافق کنند.

 به‌طور کلی جریان شاخص کردهای سوریه چه گروهی است و آنها چه دیدگاه‌هایی دارند؟

در سوریه 12 حزب کردی وجود دارد. هرچند تعدد حزبی بالا است اما میزان انسجام و نفوذ آنها در میان کردهای سوریه بسیار پایین است. اما اتحادیه دمکراتیک سوریه که یک حزب متاثر از حزب کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک) است پرنفوذترین گروهی است که در سوریه حضور دارد. این گروه در موافقتنامه‌ای که در اربیل با حضور 12 گروه کردی امضا شد این گروه حضور نداشت و بعد‌ها به صورت نمایشی آن بیانیه سیاسی را برای هماهنگی و مذاکره با آن 12 گروه با هماهنگی مسعود بارزانی به امضا رساند.

 اجازه دهید من یک یادآوری تاریخی کنم؛ تنش‌هایی که در دهه 90 میان سوریه و ترکیه وجود داشت باعث شده بود که حافظ اسد، رهبر وقت سوریه به صورت رسمی و علنی از پایگاه‌های نظامی پ ک ک در سوریه حمایت کند و سال‌های سال عبدالله اوجالان، رهبر کردهای ترکیه در سوریه زندگی می‌کرد

 و این عوامل باعث شده که به مرور زمان کردستان سوریه تحت نفوذ حزب شورشی کارگران کردستان ترکیه باشد و این نیمه خودمختاری اخیر کردهای سوریه به دلیل رابطه معنا‌دار و قدیمی بین پ ک ک و دولت سوریه است. پ ک ک با دولت سوریه همراه و هماهنگ است و می‌بینیم که با افزایش بحران سوریه، درگیری‌های پ ک ک و دولت ترکیه نیز بالا گرفته است.

تاثیر کردهای اقلیم کردستان عراق بر کردهای سوریه بر هیچ کس پوشیده نیست. با این حال اختلافاتی میان احزاب آقای بارزانی و آقای طالبانی در عراق وجود دارد. نفوذ اتحادیه میهنی میان کردهای سوریه بیش‌تر است یا حزب آقای بارزانی؟


اخیرا داوود اوغلو، وزیر خارجه ترکیه به کردستان عراق سفر کرد و با مسعود بارزانی بیانیه اعلام اتحاد را اعلام کردند که از هرگونه حرکت‌های غیر قابل پیش‌بینی کردهای سوریه از جمله اعلام خودمختاری مخالفت خواهند کرد. به نظر می‌رسد این اقدام بارزانی و ترکیه با توجه به واقعیات سوریه در عالم عمل خیلی توفیر چندانی نخواهد داشت.

 چون در بین کردهای عراق، کردستان سوریه منطقه سنتی حزب اتحادیه میهنی بوده است. مابین سال 1975 و 1976 که اتحادیه میهنی تاسیس شد دفتر رسمی این حزب در دمشق و منطقه نفوذ جغرافیای آن در میان کردهای سوریه بوده است و در کنار پ ک ک، حزب اتحادیه میهنی نیز در مناطق کردنشین سوریه با نفوذ است. آقای بارزانی به نوعی عامدانه از اتحادی با ترکیه صحبت کرد که می‌دانست در عمل چنین چیزی به نفع ترک‌ها رخ نخواهد داد.

آیا می‌توان گفت قصد آقای بارزانی از همراهی با ترکیه، پیروزی در جنگ قدرت داخلی با آقای طالبانی بوده است؟

به هر حال کردهای عراق هم روند خاص خود را دارند. آنها ممکن است بعد از تعیین وضع کرکوک اعلام استقلال کنند. حرکت به این سمت نیاز به داشتن متحدین و موافقین منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. یکی از کشورهای منطقه‌ای که بسیار پرنفوذ است و می‌تواند مانع بزرگی برای کردهای عراق محسوب شود، ترکیه است. به همین دلیل آقای بارزانی سعی می‌کند سیاست کژدار و مریز در قبال تحولات سوریه دنبال کند یعنی از یک سو با آموزش نیروهای پیشمرگ سوری باعث تحکیم و قدرت‌گیری کردهای سوریه شود و از سوی دیگر ترکیه را از خود نرنجاند.

اما خبرهایی آمده مبنی بر این‌که بارزانی پس از صحبت با ترکیه گروه‌های پیشمرگ را به مناطق کردنشین عراق فرستاده تا با کردهای تحت نفوذ خود در این کشور علیه پ ک ک متحد شوند. این موضوع چقدر صحت دارد؟

این موضوع صحت ندارد. بارزانی می‌خواهد از یک طرف وجهه خود را به عنوان یک رهبر کرد حفظ کند. از طرفی می‌خواهد متحدین منطقه‌ای خود را که به سختی به دست آورده است از خود دور نکند. شاید فلسفه اصلی آموزش کردهای سوری که از ارتش سوریه فرار کرده بودند رسیدن به این توانایی باشد که در مقابل ارتش سوریه یا هر گروه مهاجم دیگری قدرت حفظ وضع موجود را داشته باشند.

 یعنی نمی‌توان گفت که این گروه‌ها برای مهار پ ک ک به آنجا ارسال شده‌اند اما یکی از هدف‌های آنها همین امر است چرا که بین گروه‌های کرد رقابت جدی برای رهبری جریان‌های کردی وجود دارد. با وجود آن‌که پ ک ک در بعضی مواقع از میانجی‌گری آقای بارزانی در مسائل خود با ترکیه استفاده کرده است اما در پذیرش رهبری آقای بارزانی برای مسائل کردی زاویه دارند.

 به هر حال ارسال پیشمرگان کرد مسلح به منطقه کردستان سوریه یک مسئله با یک هدف نیست. اما هدف اصلی بحث ایجاد یک سازوکار اولیه نظامی امنیتی در کردستان سوریه است که آنها را برای حرکت‌های سیاسی بعدی آماده کند. چون کردستان سوریه فاقد هرگونه حرکت‌های منسجم حزبی و نظامی در میان خود بوده است در گام اول هدف این است که در مرحله گذار این نیروها بتوانند یک ثبات و امنیت را در منطقه ایجاد کنند.


بنابراین با وجود اختلافات حزبی آقای بارزانی و طالبانی در این مسئله، هدف دو حزب مشترک می‌شود.


کاملا، هرچند که میان طالبانی و بارزانی در ایران این برداشت وجود دارد. اما یک تقسیم‌بندی صورت گرفته است. طالبانی سعی کرده است از خود وجهه فرا کردی در بغداد به نمایش بگذارد و از خود چهره‌ای میانه رو ترسیم کند. بارزانی هم در این میان وجهه یک رهبر کرد که حامی وضع کردها (در گام اول کردهای عراق و در گام بعدی کردهای سایر مناطق مانند کردهای سوریه) را از خود به نمایش گذاشته و هماهنگی و تقسیم کار بسیار دقیقی میان این دو صورت گرفته است.

پس با این حساب تحرکات اخیر اتحادیه میهنی که گفته شده است طالبانی از آن طریق می‌خواهد جلوی نفوذ بارزانی در کردستان سوریه را بگیرد صحت ندارد؟

در حال حاضر هماهنگی، اتحاد و ارتباط میان دو حزب اتحادیه میهنی و کردستان عراق در سطح بالایی است اما در عین حال رقابت‌هایی در سطوح مختلف میانی و رهبری این احزاب وجود دارد. این هماهنگی و ائتلاف منافاتی با آن رقابت ندارد. به هر حال در سناریوهای آتی که برای خاورمیانه آینده قابل ترسیم است هر کدام از این گروه‌ها سعی دارند حوزه نفوذ و گسترش خود را بیش‌تر کنند. رقابت وجود دارد ولی در جایی که منافع کردی به خطر بیفتد به اتحاد و ائتلاف تبدیل می‌شود.

 نفوذ اتحادیه میهنی میان کردهای سوریه به دلیل روابطش با پ ک ک است یا به دلیل رابطه‌ای است که پیش از این با خاندان اسد داشته است؟

رابطه همچنان برقرار است، به هرحال هنوز بشار اسد درمسند قدرت است. علت اصلی آن هم این است که به صورت سنتی محل تاسیس حزب اتحادیه میهنی، حضور و نفوذ این حزب در کردستان سوریه بوده است. در حالی که حرکت و جنبش حزب دمکرات کردستان عراق در آن سال‌ها و در سال 1975 و امضای توافقنامه الجزایر میان ایران و عراق، با شکست مواجه شد و حوزه نفوذش به مرزهای ایران و به‌ویژه به مرزهای ترکیه تغییر پیدا کرد.

 مرزهای کردستان سوریه حوزه نفوذ طالبانی و حزب اتحادیه میهنی بود. میزان این نفوذ و تاثیرگذاری در واقع بسیار نامشخص است. همان‌طور که اشاره کردم بسیاری از کردهای سوریه هیچ گرایشی به احزاب و کردهای داخلی و فرامرزی ندارند. در حال حاضر و تا زمانی که انتخابات و دیگر اتفاقات سیاسی در آنجا رخ ندهد، نمی‌شود پیش‌بینی کرد که این میزان نفوذ چه قدر است و چه قدر این نفوذ در تعیین سرنوشت آن منطقه تاثیرگذار خواهد بود.

شما از چند دستگی کردهای سوریه صحبت کردید، این چند دستگی و از سوی دیگر اعرابی که در منطقه کردنشین زندگی می‌کنند موجب تضعیف کردها در آینده نمی‌شود؟ آیا نمی‌توان از آن با عنوان پاشنه آشیل کردها یاد کرد؟

مطمئنا فقدان انسجام داخلی موجب متضرر شدن کردهای سوریه خواهد شد. این‌که آنها امتیازات کمتری بگیرند یا به خواسته‌های کمتری برسند کاملا طبیعی است. ما با این وضع در کردستان عراق و در زمان انتخابات پارلمانی 2010 در کرکوک روبه‌رو شدیم. در آنجا به دلیل عدم انسجام کردها، آنها به پیروزی شایانی دست نیافتند و میزان آرایی که با ائتلاف العراقیه به دست آوردند کاملا مساوی بود. درباره کردهای سوریه هم همین وضع وجود دارد.

فقدان آن انسجام باعث می‌شود در چشم‌انداز آینده سوریه به امتیازات کمتری برسند. باید به یک واقعیت دیگر نیز اشاره کنم. حتی اگر تمامی احزاب 12 گانه و اتحادیه دمکراتیک کردستان سوریه با همدیگر متحد باشند وضع نفوذ تمامی این گروه‌ها در بین کردهای سوریه نفوذ بسیار گسترده‌ای نیست وبسیاری از کردهای سوریه در حال حاضر، وابستگی و گرایش حزبی به هیچ کدام از این گروه‌ها یا گروه‌های کردی فرامرزی مانند اتحادیه میهنی و دمکرات کردستان عراق یا پ ک ک هم ندارند. یعنی وضع کردستان سوریه وضع بسیار پیچیده‌تر و شکننده‌تری نسبت به وضع کردستان عراق است.

درگیری‌های پ ک ک و نیروهای ترکیه در ماه‌های اخیر افزایش پیدا کرده است. اما پ ک ک حمله اخیررا نپذیرفت و گفته شد که یک شاخه جدا شده از پ ک ک مسئولیت آن را پذیرفته است. آیا این انفجارها ربطی به سوریه دارد؟

پ ک ک مسئولیت این حمله را نپذیرفته است و دست داشتن شاخه جدا شده پ ک ک در این عملیات هم گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای ترکیه است. از طرفی در سال‌های 2000 تا 2002 شاهد یکسری انفجارهای زنجیره‌وار در ترکیه بودیم که دولت وقت ترکیه آن را به پ‌ک‌ک نسبت داد. اما در سال 2006 و 2007 در دادگاه عالی اروپا ثابت شد که این انفجارها، انفجارهای تعمدی نظامیان ترکیه بوده است و هیچ ربطی به پ‌ک‌ک نداشته است.

سناریو‌های مختلفی را در ترکیه داشته‌ایم و نمی‌توان پیش‌بینی کرد که این انفجارها کار کدام گروه بوده است. وقتی که ترکیه در کشور دیگر به‌طور آشکار دخالت نظامی و سیاسی می‌کند و در ناامنی آن کشور دست بالایی دارد، طبیعتا خاک خودش از حملات تروریستی و امنیتی مصون نخواهد بود. امکان حضور و تاثیرگذاری گروه‌های مختلف -چه کرد، چه غیر کرد- و حتی برخی از سناریو‌های داخلی برای ناامن جلوه دادن آن منطقه و تحت فشار قرار دادن حزب عدالت و توسعه وجود دارد و نمی‌توان گفت کدام سناریو به حقیقت نزدیک‌تر است.

 

/ 0 نظر / 28 بازدید