کودتای نافرجام و تقلای بی سرانجام بعث / اردشیر پشنگ

تحلیل رخداد

پیشینه حزب بعث: بعثی ها حزبی عرب گرا با گرایشهای سوسیالیستی و نزدیک و بعضاً متحد با بلوک شرق بودند که نخستین بار در سوریه ظهور کردند و سپس همتای عراقی آنها نیز در اوایل آغاز عصر جنگ سرد پا به عرصه ظهور نهاد. همانطور که اشاره شد سابقه حضور حزب بعث در عرصه سیاسی عراق به اواخر دهه 1958 بر می گردد در زمانی که آنها به عنوان یکی از گروههای همراه ژنرال عبدالکریم قاسم توانستند نظام پادشاهی این کشور را پس 37 سال ساقط کنند. اما بعثی ها بسیار زود خود از سوی دیگر گروههای سوسیالیست نزدیک به قاسم و سپس برادران عارف کنار زده شدند. به همین دلیل آنان سعی کردند تا با انجام کودتاهایی در دل دولت کودتا خود بر مسند قدرت دست یابند اما کودتاهای آنها در دهه 1960 چندین بار با شکست مواجه شد تا اینکه در زمانی که دولت مرکزی عراق در اثر جنگ طولانی و فرسایشی با کردهای تحت رهبری ملامصطفی بارزانی و نیز شکست در جنگ شش روزه ژوئن در برابر اسرائیل به شدت ضعیف شده بود، ژنرال حسن البکر توانست اینبار در سال 1968 کودتای موفقی را سازماندهی کرده و سکان قدرت را در دست بگیرد.

حال به نظر می رسد باقیماندگان و وفاداران به حزب بعث تلاش می کنند درست در زمانی که عصر احزاب فراگیر و تمامیت خواهی همچون بعث نه تنها در عراق بلکه در خاورمیانه نیز به سر آمده است با شیوه سنتی پیشین خود دوباره به قدرت برسند. امری که تحقق آن اگر نگوییم محال است دست کم می توان آن را بسیار دشوار و بعید خواند. چرا که:

1- تثبیت دولت مرکزی عراق:

اینک بیش از 9 سال از سال 2003 و سقوط نظام پیشین عراق سپری می شود دوره ای که در آن عراق وارد شرایط گذار و شکننده ای شد و به مدت دو سال پل برمر آمریکایی به عنوان حاکم دولت انتقالی در این کشور حکمرانی می کرد. اما از سال 2005 این عراقی ها بوده اند که در سایه انتخاباتهای سالهای 2005 و 2010 دولت و سپس سایر نهادهای اداری، اقتصادی، نظامی و امنیتی خود را مرحله به مرحله به دست گرفته اند. لذا می توان به رغم برخی نارساییها و مشکلات دولت و نظام جدید این کشور از ثبات نسبی و قابل توجه ای برخوردار است.

2- حمایت عمومی از دولت عراق:

در ابتدای تغییرات رخ داده در عراق می توان گفت این تنها مردم کُرد بودند که با توجه به شرایط مطلوب تری که رد شمال این کشور از آن برخوردار بودند بطور کامل از وضع جدید حمایت کردند. سپس بخشهای عمده ای از شیعیان نیز که با تغییرات جدید توانسته بودند در راس هرم قدرت قرار گیرند به حامیان این تغییرات تبدیل شدند و هرچند ابتدا برخی از شیعیان مانند طرفداران جریان صدر در صف مخالفین و مبارزین با آمریکا و دولت مرکزی قرار داشتند این وضعیت به کم کم تغییر کرد و دولت توانست آنها را به مشارکت در قدرت وادارد. فرآیند ورود اعراب سنی به قدرت هرچند قدری بیشتر طولانی شد اما به خوبی اجرا شده است به نحوی که در انتخابات پارلمانی 2010 تمامی گروههای سیاسی، مذهبی و قومی عراق (بغیر از اعضای حزب منحله بعث) در انتخابات شرکت کرده و هریک به فراخور آرایی که بدست آوردند دارای وزن و جایگاه خاص خود در پارلمان و سپس دولت شدند. لذا باید گفت به رغم برخی تنشها و انتقادات موجود در بین گروههای مختلف عراقی، اینک دولت مرکزی این کشور و یا به عبارتی بهتر نظام جدید عراق دارای حامیان گسترده و قابل توجهی در بین مردم است. مشارکت بیش از دو سوم مردم در انتخابات آزاد این کشور خود موید این امر است.

3-   نداشتن پایگاه و عقبه مردمی لازم:

همانطور که اشاره شد حزب بعث نه از طریق صندوقهای رای مردم یا خواسته گروههای مختلف نخبگان و مردم بلکه از راه کودتا و خونریزی توانست قدرت را در عراق به دست گیرد. این حزب پس از کسب قدرت هم نظامی بسته، پلیسی و با ریاست جمهوری مادام العمر را بر کل عراق تحمیل کرد و تبعیض، ظلم و فشارهای گسترده ای را نیز علیه مردم کُرد و اعراب شیعی اعمال کرد. لذا به جرات می توان گفت به رغم انتخاباتهای نمایشی حزب بعث که در مدعی جلب حمایت 99 درصد مردم از شخص صدام حسین بودند، این حزب هیچگاه دارای عقبه مردمی و حمایت عمومی نبوده است و مصداق بارز حکومت اقلیت بر اکثریت از طریق قبضه کردن قدرت و از بین بردن مخالفین و منتقدانش بوده است.

4-   توانایی نسبی نظامی و امنیتی دولت عراق:

افزایش توان دولت در عرصه امنیتی و سیاسی هم امر دیگری است که می تواند وقوع کودتاهای اینچنینی را عموماً نامحتمل و یا حداقل با شانس بسیار ضعیف تبدیل کرده است. عراقی ها از پایان سال گذشته بطور کامل وظیفه برقراری امنیت داخلی خود را بر عهده گرفته اند و هرچند حملات تروریستی هر از گاهی امنیت را برای ساعات یا روزهایی از این کشور می رباید اما در کل در وضعیتی هستند که می توانند مخالفین نظم جدید این کشور را کنترل و تلاشهای آنها را تحت الشعاع توانایی خود قرار دهند.

5-   داشتن حامیان بین المللی و منطقه ای:

فاکتور تاثیرگذار دیگر علیه اقدامات و تلاشهای بعثی ها، حمایتهای بین المللی و منطقه ایی است که دولت و نظام کنونی عراق از آن برخوردار هستند. عراق چه در میان سازمانهای مختلف بین المللی مانند سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب چه در میان قدرتهای فرامنطقه ای همچون آمریکا، روسیه و چین و چه در میان قدرتهای منطقه ای همچون ایران دارای یک جایگاه مناسب است که این جایگاه می تواند در صورت به خطر افتادنش، بخشی از حامیان و دوستان را به تکاپوهای جدی جهت بازگرداندن امنیت و ثبات وادارد.

6-   پایان عصر مناسبات قدرت به سبک دوران جنگ سرد:

مساله قابل توجه دیگر به کیفت مناسبات قدرت و نیز کیفیت حکمرانی دولتها و گروههای مختلف در عصر حاضر باز می گردد. همانطور که طی دو سال اخیر خاورمیانه تحت تاثیر حرکتهای موسوم به بهار عربی شاهد سقوط نظامهای دیکتاتوری در تونس، مصر، لیبی و یمن بوده است و این حرکت همچنان در برخی کشورهای دیگر ادامه دارد؛ عراق نیز از این واقعیت مسنثتی نیست و بعید به نظر می رسد مردم این کشور یکبار دیگر بخواهند در هوای رژیمی تحت عنوان بعث یا شبیه به آن نفس بکشند. مردم عراق حتی در زمان اوج گیری بهار عربی تظاهراتهایی علیه برخی نارسایی ها و کوتاهی های دولت در امور خدماتی و اجرایی انجام دادند لذا بسیار دشوار می نمایاند در عصری که در نظام بین الملل شاهد سقوط یکی پس از دیگری نظامها و رهبران دوران و ایده های جنگ سردی هستیم بعثی ها بتوانند جایی برای ادامه حیات خود با نخبگان باقیمانده شان همچون عزت ابراهیم الدوری برای خود دست و پا کنند.

چشم انداز پیش رو

با توجه به آنچه که شرحش رفت باید گفت در گام اول وقوع کودتا توسط بعثی ها در عراق بسیار دشوار و بعید به نظر می رسد و اگر چنین وضعیتی نیز رخ دهد چون عناصر و ابزارهای قدرت را برای تداوم حضور در دست ندارد لذا کوتاه مدت بوده و به مرحله تثبیت نخواهد رسید. در نتیجه باید گفت تلاشهای افرادی همچون معاون سابق صدام و دیگر کسانی در این گروه تنها به مانند آخرین تقلاها و تلاشهای نافرجامی است که در عراق جدید راه به جایی نخواهد برد.

/ 0 نظر / 7 بازدید