محمد حاجی محمود (3): تنها راه حل بحران عراق ایجاد سه منطقه کنفدرال است

جناب «محمد حاجی محمود» شما یکی از اعضای گروه مذاکره کننده کردها در بغداد با نمایندگان دولت بودید گروهی که ریاست آن بر عهده آقای «برهم صالح» جانشین آقای طالبانی در حزب اتحادیه میهنی بود با توجه به این که شما از نزدیک با مشکلات و مسائل موجود میان اربیل و بغداد آشنا هستید و دیدگاههای طرف مقابل را نیز از نزدیک دیده اید، آیا امیدی به این امر دارید که ماده 140 و خواست کردها از سوی دولت نوری مالکی حالت اجرایی و عملی به خود ببیند؟ چرا نوری مالکی نوعی سیاست تهاجمی در قبال مساله کرکوک اتخاذ کرده است؟

من فکر می کنم دولت عراق در حال نوعی تغییر در مواضع پیشین خود است چون قرار بود چند منطقه فدرالی را در عراق ایجاد کند که اینک در حال سرباز زدن از وعده های پیشین خود است. مساله دیگر این است که نظر آقای مالکی به عنوان نخست وزیر نمی تواند نظر کل مردم عراق باشد چون ایشان از طریق رای مستقیم مردم و یا حزبش از طریق کسب اکثریت کرسی های پارلمانی به قدرت دست نیافته اند بلکه بودن ایشان در پست صدارت وزرا ناشی از یک «توافق» است لذا پست فعلی ایشان حاصل توافقات دسامبر اربیل در 2010 و پس از 9 ماه بن بست سیاسی در کشور بود. پس همانگونه که انتصاب ایشان از طریق یک توافق جمعی بوده است لذا هر مساله و بحران مهم دیگری در عراق نیز می بایست از طریق نوعی توافق می بایست حل شود و مجدداً تاکید می کنم آقای مالکی اینگونه فکر نکند که منتخب مردم است چون اینگونه نیست.

 

حال با این اوصاف شما فکر می کنید مسائل و تنش های موجود میان کُردها و اعراب با تغییر آقای نوری مالکی حل می شوند؟ یعنی مشکل موجود فقط نخست وزیر فعلی است؟

نه من هم فکر نمی کنم مشکلات میان اربیل و بغداد با تغییر مالکی مرتفع شود چون مشکل در درون ساختار عراق است و مطمئناً اگر مالکی هم کنار گذاشته شود و یکی دیگر از حزب او یا جریان العراقیه و یا جریان صدر به این پست برسد با اندکی تفاوت همین مشکلات را با کُردها خواهد داشت. پس با تغییر افراد تغییری در بحران در حال گسترش کُرد و عرب رخ نمی دهد مساله در سیستم موجود است و اینکه آیا این سیستم توانایی حل این بحران را دارد و یا خیر؟

 

حالا به باور شما ساختار و سیستم موجود در عراق توان حل این بحران را دارد؟

من فکر نمی کنم با توجه به واقعیات موجود و عقلانیت و رفتار خاص نخبگان عراقی ساختار کنونی ظرفیت و توانایی حل این بحران را داشته باشد. چون که از همان ابتدای تاسیس عراق این کشور از سه بخش کاملاً متمایز و جدای از هم تشکیل شده است ما در آن زمان شاهد بودن سه ولایت موصل (کُردنشین)، بغداد (عرب سنی نشین) و بصره (عرب شیعه نشین) بودیم. که این سه ولایت هم نه بر اساس خواست ساکنان آن بلکه متاثر از سیاست های بریتانیا بهم ملحق و از الحاق آنها بهم کشوری با نام عراق را ایجاد کردند و حتی پادشاه آن را نیز از عربستان آوردند. در آن زمان به دلیل فشار زیاد بریتانیا و همچنین پایین دست بودن و فقدان توان و آکاهی عمومی بالا در نزد ساکنان آنها، بالاجبار بودن در کنار هم با نام عراق را پذیرفتند. اما با تغییر و تحولات سالهای اخیر که در منطقه و از جمله در عراق رخ داده است و مردم و نمایندگانشان از آگاهی و قدرت تاثیرگذاری بیشتری برای دستیابی به حقوق خود برخوردار شده اند باید گفت هیچیک از ساکنان سه ولایت اولیه مذکور دیگری را قبول نداشته و مایل نیست سرنوشتش توسط دیگران رقم بخورد. در همین راستا می بینیم اینک شیعیان می خواهند به دلیل بالاتر بودن جمعیتشان در عراق ظلم ها و ستم های رفته بر خود در طول چند دهه دیگر را وقتی که در قدرت هستند جبران کنند. سنی ها هم که حاکمان بلامنازع عراق از بدو تاسیس تا 2003 بوده اند نمی توانند و نمی خواهند تحت رهبری گروهی دیگر باشند و کردها هم از سوی دیگر این تحلیل را دارند که متحمل بیشترین ظلمها و فجایع در عراق بوده اند و نظامیان عراقی بجز کشتن کُردها رفتار دیگری با آنها نداشته اند و مطمئناً نمی خواهد یکبار دیگر آن تجارب تلخ گذشته تکرار شود. مجموعه این واقعیات موجود باعث شده است تا گروههای مختلف عراقی نتوانند خواسته های خود را بصورت کامل پیگیری کنند. لذا به باور من این خواسته ها و بحران ها و شکافها تمام شدنی نبوده و برعکس روز به روز بیشتر از قبل هم خواهند شد به همین دلیل هم هست می بینیم یک روز این سه گروه بر سر تقسیم نفت با هم مساله دارند روز دیگر بر سر سهمشان در ارتش و یا بودجه مشکل دارند یا بحران های ارضی در خصوص کرکوک، موصل، دیاله و ... پیش می آید و هیچیک حاضر به کوتاه آمدن نیستند.

به نظر من تفاوت موجود میان این سه گروه عمده قومی -مذهبی یعنی کُردها، اعراب سنی و اعراب شیعی حتی در جغرافیا هم بازتولید شده است چون می بینیم یک منطقه گرمسیر دارای نخل های خرما، خاک نرم و ... است منطقه دیگر کوهستانی و سردسیر و سنگلاخی است و منطقه سوم جلگه ای و دشتی. یعنی می خواهم بگویم هم قومیت، هم مذهب، هم جغرافیا و هم خواسته ها و آمال هریک از سه گروه مذکور از یکدیگر بسیار متفاوت است.

 

با این همه تفاوت و تمایز که شما بر شمردید راهکار حل مشکلات و بحران های آشکار و پنهان عراق را چه می دانید؟

به نظرم می بایست عراق به سه منطقه کنفدرال تقسیم شود و هریک از سه گروه مذکور در منطقه خود برای آبادانی و دستیابی به خواسته هایش بدون اینکه تعارض و مشکلی با دیگری داشته باشد تلاش و مجاهدت کند. من فکر می کنم در این زمان است که این سه گروه مختلف می توانند با یکدیگر با مشکلات کمتری زندگی کنند و سرنوشت بهتری برای ساکنان عراق رقم زنند هرچند در چنین وضعیتی هم ما همچنان بر سر تعیین حدود مرزی و جغرافیایی هر یک از طرفین مشکلاتی داریم اما این مشکلات مطمئناً کمتر از وضعیت کنونی خواهد بود و همه عراقی ها از چنین وضعیتی رضایت بیشتری خواهند داشت.

 

همانطور که اشاره شد شما از یکسو در مذاکرات کُردها و دولت مرکزی خود در بغداد حاضر شدید و از سوی دیگر پس از گسیل نیروهای فرماندهی دجله از سوی مالکی به کرکوک، حزب شما هم گروهی از نیروهای پیشمرگ وابسته به خود را به مناطقی از جمله دوزخرماتوو و کرکوک فرستادید. در کل دیدگاه حزب متبوع شما در خصوص مناقشه کرکوک چیست؟

طبق قانون اساسی عراق می بایست تمامی سرلشکرهای عراقی در پارلمان از سوی نمایندگان پارلمان تایید گردند در حالیکه برخلاف این ماده روشن قانون اساسی، فرمانده نیروهای دجله هیچگاه به پارلمان نرفته و نه خود وی و نه ماموریتش مورد تایید اعضای پارلمان قرار نگرفته است. همچنین بر اساس توافقنامه های مکتوب و موجود میان کُردها و دولت مرکزی گسیل هر نیرویی از سوی بغداد به مناطق مورد مناقشه می بایست با توافق هر دو طرف انجام پذیرد که در این مورد چنین توافقی ایجاد نشده است پس همه این اقدامات نخست وزیر غیرقانونی و بر خلاف قانون اساسی عراق است اینها یک طرف ماجرا است.

اما طرف دیگر ماجرا به مساله کرکوک باز می گردد کرکوک کردستانی است و یک شهر کردی و در این مساله هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد ما می توانیم برویم همه مردگان این شهر را نبش قبر کنیم تا همگان دریابند این شهر یک شهر کُردی است پس از دید ما هیچ مناقشه ای برای اینکه کرکوک شهری کُردی است وجود ندارد اما ما هم قبول داریم در این شهر در کنار اکثریت مردم کُرد، مردم ترکمن، عرب، کلدانی، آشوری، مسیحی و ... هم حضور دارند که می بایست آزادی و حقوق خود را داشته باشند و این از دید ما محترم هست اما خاک کرکوک خاک کردستان است.

 

با این تفاسیر یعنی ممکن است شما بر سر کرکوک با دولت مرکزی دست به جنگ بزنید؟

من فکر می کنم کُردها خواهان وقوع جنگ در کرکوک نیستند اما ما از آن نگران هستیم که ارتش و سربازان عراقی به سمت منطقه کردستان از جمله کرکوک، حمرین و دیگر نقاط حرکت کنند. ما سئوالمان این است این همه سرباز و تجهیزات سنگین نظامی به چه منظوری، برای چه کسی و بدنبال چه اهدافی راهی مرزهای کردستان شده اند؟ و شکی وجود ندارد که هدف و تاکید آنها کُردها هستند.

 

امکان وقوع جنگ وجود دارد؟

ما کُردها خواهان و آغازگر جنگ نخواهیم بود.

 

یعنی امکان گسترش تنش و جنگ را منتفی می دانید؟

ممکن است برخی درگیری های محدود رخ دهد اما فکر نمی کنم یک جنگ تمام عیار و گسترده میان دو طرف بوقوع بپیوندد. چون جنگ نه به نفع کردهاست و نه به نفع اعراب و نه کشور عراق و منطقه خاورمیانه است.

 

گفتگو از اردشیر پشنگ

عکس از عباس امیری

/ 1 نظر / 14 بازدید

[متفکر][رویا]ازدخازم ورما ناهوالا[بغل]