بازتولید بحران های قومی-مذهبی در عراق 2012 / اردشیر پشنگ

الف – حوزه مسائل داخلی

 1) اعلام حکم اعدام طارق الهاشمی

کمتر از یک هفته پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق و درست چند روز مانده به آغاز سال 2012، خبر بازداشت محافظین «طارق الهاشمی» معاون اول رئیس جمهور و سپس فرار وی به اقلیم کردستان عراق فضای سیاسی این کشور را متاثر از خود ساخت. بنا به ادعای دولت که بعدها به تایید دادگاه عالی عراق نیز رسید هاشمی در مدیریت برخی از ترورهای انجام گرفته در عراق نقش داشته است و به همین دلیل برای او و برخی از محافظینش حکم اعدام صادر شد اما او ابتدا به کردها پناه برد و سپس به ترکیه پناهنده شد و در آنجا ماندگار شد. این مساله در گسترش تنش میان اهل سنت و دولت عراق تاثیر قابل توجهی داشت.

2) بحران بر سر کرکوک

 در طول سال 2012 همواره میان مسعود بارزانی رهبر حکومت اقلیم کردستان عراق و نوری مالکی نخست وزیر این کشور تنش ها و جدالی لفظی بصورت رسانه ای بر سر مسائل مختلف وجود داشت بارزانی سعی وافری نمود تا با همراه کردن اهل سنت عراق و نیز جریان صدر مالکی را در پارلمان این کشور استضیاح کند؛ تلاشی که جنبه عملی به خود نگرفت و تنها بر سطح اختلافات طرفین افزود اما در این بین دستور نوری مالکی مبنی بر تشکیل و سپس گسیل نیروهایی نظامی موسوم به «فرماندهی دجله» به اطراف شهر کرکوک به مثابه پاشیدن بنزین بر آتش اختلافات بود. طرف کرد نیز در مقابل نیروهای پیشمرگ بیشتری را به کرکوک اعزام کرد و دو طرف همچنان تا به امروز در مقابل آرایش نظامی گرفته اند. بحران مذکور هرچند با برخی وساطت های جلال طالبانی (پیش از حمله مغزی) و صدور پیام آیت الله سیستانی از حجمش کاسته شده است، اما همچنان پابرجا مانده و یکی از زمینه های بی ثبات سازی احتمالی عراق در سال جاری (2013) محسوب می شود.

3) بیماری طالبانی

 جلال طالبانی رئیس جمهوری عراق تابستان گذشته را بطور کامل در بیمارستانی در آلمان سپری کرد و سپس به عراق بازگشت بازگشتی که همگان امیدوار بودند توام با نوعی آشتی و حل اختلافات عدیده در این کشور شود، اما درست دقایقی پس از دیدار و مذاکره با نوری مالکی در خصوص بحران کرکوک، وی دچار یک حمله شدید مغزی شد به نحوی که بلافاصله در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان مدینته الطب بغداد و سپس بیمارستان چریت برلین در آلمان بستری شد. عدم بازگشت احتمالی وی به صحنه قدرت باعث می شود تا از یکطرف امیدها برای حل بحرانهای مختلف این کشور کمتر از قبل شود و از طرف دیگر یک بحران جدید، با نام «بحران جانشینی» در این کشور ایجاد کند؛ به همین دلیل است که همه عراقی ها اعم از کرد، عرب شیعی و سنی و ترکمان امیدوارند این چریک پیر عرصه سیاست مجدداً به قدرت باز گردد.

4) تداوم تنش میان جناح های شیعه

 تنش میان جناح های مختلف شیعی یکی دیگر از مسائل سال 2012 عراق بود که البته تا به امروز نیز ادامه داشته است. تنش مذکور که مدتی تحت الشعاع بحران کرکوک قرار گرفته بود، با امضای معاهده خرید تسلیحات نظامی میان عراق و روسیه یکبار دیگر اوج گرفت در این زمان مقتدی صدر خرید اسلحه از روسیه را به نوعی دور ریختن پول مردم عراق تعبیر کرد و به مخالفت با مالکی در این خصوص پرداخت، اعتراضات اهل سنت عراق به مالکی در شهرهای فلوجه و رمادی هم باعث شد تا صدر یکبار دیگر نوک پیکان انتقادات خود را به مالکی تیزتر از قبل کرده و حتی او را دیکتاتور بخواند.

 5) اعتراضات اهل سنت علیه مالکی

 همانطور که اشاره شد پرونده طارق الهاشمی باعث نوعی اعتراض و دلسردی در بین اهل سنت این کشور نسبت به دولت شد اما انتشار خبر بازداشت ناگهانی دهها نفر از محافظین «رافع العیساوی» وزیر عراق و از رهبران ائتلاف العراقیه باعث شد تا در فاصله کوتاهی موجی از اعتراضات خیابانی برخی شهرهای عمدتاً سنی نشین این کشور را فرابگیرد اعتراضات مذکور تا به امروز همچنان ادامه دارد و در آن معترضین خواهان کناره گیری مالکی از نخست وزیری شده اند.

6) ادامه ناامنی ها در عراق

 اما همانطور که در مقدمه این نوشتار اشاره شد سال 2012 نخستین سالی بود که در آن برقراری امنیت عراق بطور کامل در اختیار نیروهای امنیتی و نظامی این کشور قرار گرفت همزمان با این مهم، شاهد گسترش عملیات های تروریسیتی و ناامنی در عراق بودیم بنا به گزارش (IBC) که مرکز آن در انگلیس قرار دارد، در سال گذشته در این کشور  4471 نفر غیرنظامی در حملات تروریستی کشته شدند که این آمار نسبت به سالهای گذشته افزایش قابل توجهی به خود دیده است.

 ب- حوزه روابط خارجی

در حوزه سیاست خارجی می توان گفت دولت عراق به رهبری نوری مالکی سعی کرد علاوه بر مسائل داخلی کم کم حضور منطقه ای خود را نیز پس از چندین سال غیبت اعلام کند به همین دلیل شاهد افزایش دیدارهای دیپلماتیک عراق، اظهار نظر مقامات این کشور در قبال مسائل مختلف بین المللی و منطقه ای و نیز تلاش برای یافتن همپیمانانی جدید جهت ایجاد نوعی توازن با آمریکا هستیم که در ادامه برخی از آنها مورد اشاره قرار خواهد گرفت:

 1- گسترش تنش با ترکیه

 شاید یکی از مهمترین تحولات خارجی عراق در ارتباط با همسایگان را بتوان افزایش تنش این کشور با همسایه شمالی اش خواند. پناه دادن ترکیه به طارق الهاشمی، حمایت از حکومت اقلیم کردستان عراق در قبال بغداد، اظهارات و انتقادات تند گاه و بیگاه اردوغان در قبال عراق، سیاست تهاجی نسبت به دولت سوریه و ... همه همگی باعث هرچه بیشتر سردتر شدن روابط میان دو کشور شد. مالکی سعی کرد در اواخر سال با گذاردن پیش شرطهایی به تنش زدایی در روابط دو کشور دست زند اما این موضع مالکی با استقبالی از سوی آنکارا مواجه نشد.

 2- معاهده نظامی عراق و روسیه

یکی از مهمترین تحولات در سیاست خارجی عراق در سال گذشته به سفر نوری مالکی به مسکو و امضای معاده چهار میلیارد دلاری خرید تسلیحات از این کشور باز می گردد. در واقع گفته می شود مالکی با این اقدام خود خواست تا هم خود را از وابستگی کامل به تسلیحات نظامی آمریکا برهاند و هم زمینه ساز برقراری نوعی توازن در سیاست خارجی این کشور در حال گذار در رابطه با قدرت های بزرگ شود.

 3- بحران سوریه

 اما یکی دیگر از مهمترین تحولات منطقه ای در سال گذشته به بحران سوریه باز می گردد عراقی ها هرچند بطور رسمی و اعلانی در چارچوب اتحادیه عرب در قبال بحران همسایه غربی خود اعلام موضع می کنند اما در عمل این کشور یه دو بخش متمایز تقسیم شد دولت مرکزی به رهبری نوری مالکی به نظر می رسد نگران از به قدرت رسیدن اهل سنت در سوریه است و لذا خواهان بقای بشار اسد در این کشور است و اما کردها و اعراب اهل سنت خواهان تغییر نظام سیاسی در کشور همسایه هستند. البته لازم به ذکر است که میان کردها و اهل سنت عراق جلسات و هماهنگی هایی رخ نداده است و دغدغه اصلی کردها در سوریه مربوط به کردهای سوری است نه نوع نظام حاکم بر سوریه.

 نتیجه گیری

پیش از هر چیزی باید گفت علاوه بر 9 بحران و تحول رخ داده در سال 2012 مسائل دیگری نیز در این کشور روی داد که در جای خود محل بحث و بررسی هستند. اما در کل باید گفت در تاریخ 9 دهه ای که از تاسیس دولت در عراق سپری می شود همواره یک اصل بنیادین  بر آن برقرار بوده است و آن اینکه ثبات و امنیت در این کشور در زیر سایه یک دولت نیرومند مرکزی و یا تحت الشعاع حضور یک بازیگر خارجی قدرتمند و حمایتش از دولت (حمایت بریتانیا از دولت سلطنتی عراق و حضور امریکا پس از سقوط بعث) بر قرار و به نوعی بر ساکنین عراقی دیکته می شده است. لذا در وضعیتی که یکی از دو حالت مذکور وجود نداشته است ثبات سیاسی و امنیت این کشور همواره دستخوش نوسانات جدی بوده است از این رو طبیعی است که اینک که نه امکان ایجاد دولتهایی اقتدارگرا و بعضاً سرکوبگر به مانند بعث در این کشور وجود دارد و نه ساکنان و دولتمردان عراقی خواهان بازگشت آمریکا و رفتن زیر چتر حمایتی آنها هستند تا حدودی وضعیت جدید منجر به نوعی نوسان سیاسی و امنیتی شود.

لذا باید گفت در دوران گذار کنونی عراقی ها می بایست به سمت قوام بخشیدن به دولتی باشند تا بتواند رضایت هر سه گروه اصلی کرد، عرب شیعی و عرب سنی را فراهم کرده و همه آنها مشارکتی فراگیر در آن داشته باشند. هرچند دولت کنونی این کشور را می توان نخستین تلاش جدی عراقی ها برای ایجاد چنین دولتی قلمداد کرد اما طبیعی است که این دولت در ابتدای راه بوده و لذا تا رسیدن به مطلوب فاصله دارد به همین دلیل است که رقابت داخلی میان گروههای سیاسی، مذهبی و قومی در این کشور فزونی گرفته و بحران های مختلفی ایجاد و یا بازتولید شده اند لذا در طول سال 2012 شاهد آن بودیم که میزان امنیت در این کشور دچار افول شده و ثبات سیاسی در آن بیش از هر زمان دیگری با نابسامانی و بحران مواجه شده است. پس همانطور که ذکر شد سال 2012 را می بایست سال بازتولید بحران های داخلی در عراق نامید.

/ 0 نظر / 32 بازدید