بازدارندگی کُردهای سوریه در برابر ماجراجویی های ترکیه (بخش اول) / اردشیر پشنگ

وضعیت تاریخی کُردها در سوریه

کُردها یکی از اقوام آریایی و قوام دهندگان تمدن ایرانی در کنار پارسها و پارتها در فلات ایران بوده اند و تا سده شانزدهم میلادی همچنان بخشی از سرزمین ایران را تشکیل می دادند اما از 1514 تا 1913م به دلیل ضعف حکومتهای مختلف حاکم بر ایران در برابر همسایه قدرتمندترش یعنی امپراتوری عثمانی شاهد فرایند جداسازیِ چند مرحله ای بخش عمده سرزمین های کُردنشین از ایران و الحاق آن به عثمانی هستیم. در نتیجه در این دوره سرنوشت بسیاری از کُردها دیگر نه همراه با سایر اقوام ایرانی بلکه با اقوام و ملل درون امپراتوری عثمانی گره خورد این مساله با وقوع جنگ جهانی اول و تجزیه عثمانی توسط دولت های پیروز اروپایی بسیار پیچیده تر شد چرا که در این زمان کردستان عثمانی در میان کشورهای جدید التاسیس ترکیه، عراق و سوریه تجزیه گردید و با احتساب بخش کُردنشین باقی مانده در خاک ایران عملاً مناطق کردنشین به چهار تکه تقسیم گردید. لذا از این زمان به بعد علیرغم برخی ارتباطات، تاثیرگذاری ها و تاثیرپذیری ها اما عملاً سرنوشت کُردها در هریک از این کشورها متفاوت و جدا از دیگری شد.

پس می بایست گفت ترسیم بسیاری از مرزهای سیاسی خاورمیانه پس از پایان جنگ جهانی اول بر طبق منافع دوّل پیروز جنگ یعنی بریتانیا و فرانسه رخ داد و کشور سوریه نیز به مانند عراق و بسیاری دیگر از کشورهای عرب دیگر بدون در نظر گرفتن واقعیات سرزمینی، ملیتی و قومی آن، تحت الحمایه فرانسه تاسیس و ایجاد گردید. کشور مذکور متشکل از گروههای قومی و مذهبی از جمله اعراب سنی، مسیحیان، علوی ها و کُردها بود.

بر اساس آمار مختلف ارائه شده کُردها جمعیتی در حدود حداقل 10 تا حداکثر 18 درصد جمعیت سوریه را تشکیل داده اند و عمدتاً در مرزهای شمالی و همجوار با مرزهای ترکیه در شمال و عراق در شمال شرقی سوریه مستقر بوده اند که البته به مرور زمان از سوی دولت مرکزی با سیاست هایی از جمله تعریب (عربی سازی مناطق کُردنشین) و ترحیل (کوچاندن و پراکنده کردن کُردها در مناطق مرکزی و جنوبی کشور) مواجه شده اند. اما با این حال کُردهای سوریه به مانند کُردها در ترکیه و عراق بزرگترین اقلیت جمعیتی در برابر اکثریت محسوب می شوند.

وضعیت سیاسی و فعالیت گروههای کُرد در سوریه بسیار اندک و ضعیف تر نسبت به این وضعیت در سه کشور دیگر دارای جمعیت کردنشین بوده است و همچنین وضعیت و حقوق عمومی و اختصاصی آنها در سوریه وضع بغرنجی داشته است بطوریکه تا پیش از بحران اخیر سوریه بسیاری از آنها فاقد هرگونه اوراق هویتی و شناسایی بودند و تنها در سایه اعتراضات ماههای اخیر و در چارچوب اصلاحات سیاسی مورد حمایت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه از این امتیاز برخوردار گشته اند.

کیفیت حضور گروههای کُرد عراقی و ترکیه ای در سوریه

از نظر سیاسی و تاریخی در دهه های اخیر کُردهای سوریه به دلیل نداشتن فضا و توان مناسب جهت انجام فعالیت های سیاسی همواره تحت تاثیر سیاست های داخلی دولت های وقت سوریه و همچنین مناسبات سیاست خارجی این کشور بخصوص در رابطه با دو کشور همسایه یعنی عراق و ترکیه بوده است.

سوری ها که با هر دو کشور مذکور بر سر مسائل مختلف دارای اختلاف نظر و نیز تضاد منافع بودند همواره سعی کرده اند تا از ابزارهای موجود و مختلف بر دولت های وقت ترکیه و عراق فشار وارد سازند تا به نوعی موازنه قدرت در منطقه دست یابند. کُردها یکی از ابزارهای سوری ها برای وارد ساختن فشار به عراق و سوریه و ایجاد موازنه به نفع خود و یا دست کم حفظ وضع موجود بوده است.

لذا در این راستا شاهد آن هستیم پس از آنکه صدام حسین توانست با امضای معاهده 1975 الجزایر حمایت حیاتی شاه ایران از جنبش کردهای عراق تحت رهبری ملامصطفی بارزانی را قطع کرده و این جنبش را با شکستی سخت مواجه سازد؛ سوری ها در دمشق با قرار دادن امکانات نظامی، مالی و نیز حمایت های سیاسی از جلال طالبانی زمینه ساز تاسیس حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق در این کشور شدند. از آن زمان تا هنگامه سقوط صدام حسین مناطق شمالی و کردنشین سوریه از جمله سرزمین های تحت نفوذ اتحادیه میهنی کردستان عراق بوده است.

همچنین در اواسط دهه 1980 که حزب شورشی کارگران کردستان ترکیه علیه دولت ترکیه اعلام موجودیت کرد و دست به مبارزه مسلحانه علیه ارتش این کشور زد، سوری ها به فراخور میزان بحران ها و مشکلات شان با ترک ها از این حزب شورشی حمایت می کردند. کما اینکه این مساله باعث تحت الشعاع قرار گرفتن موقعیت سیاسی اتحادیه میهنی در سرزمین های کردنشین سوریه شد بطوریکه می توان گفت در بین گروه های خارجی ترتیب نفوذ در بین کردهای سوریه به نفع پ.ک.ک تغییر یافت و اتحادیه میهنی در جای دوم ایستاد.

اما حضور اتحادیه میهنی و بعدها پ.ک.ک در سرزمین های کردنشین سوریه همراه با هماهنگی، کنترل و توافق دولت مرکزی و نیروهای امنیتی سوری بود. بر اساس توافقات صورت گرفته هیچیک از دو گروه مذکور نه تنها نباید به گروههای مخالف و یا جدایی طلب کُرد سوریه کمک کنند بلکه می بایست به نفع دولت سوریه آرایش سیاسی مناطق کردنشین این کشور را ترسیم می کردند. این روند تقریباً در تمامی این سالها تا پیش از بحران سوریه ادامه داشته است.

احزاب کُرد سوریه

اما به رغم محدودیت ها و فشارهایی که اشاره شد در کردستان سوریه شاهد حضور و فعالیت گروه ها و احزاب سیاسی مختلفی طی این سال ها بوده ایم احزابی که البته هیچیک از آنها قابل قیاس با قدرت و و وضعیت سیاسی و تاثیر گذاری همتایان خود در ترکیه و عراق نبودند و حتی تعدادی از آنها هم همواره به عنوان نماینده یا اقمار احزاب کُرد ترکیه ای و یا عراقی به شمار آمده اند. در این بین می توان به حزب آزادی، حزب همبستگی کردستان سوریه، حزب اتحادیه دموکراتیک کردستان سوریه و ... اشاره کرد. گفته می شود پ.ی.د پر نفوذترین حزب کُرد سوری و در اصل شاخه سوری حزب شورشی کارگران کردستان سوریه (پ.ک.ک) است. اما با این حال به نظر می رسد با توجه به پراکندگی جغرافیایی مناطق کردنشین سوریه و فقدان سابقه ای تاریخی در خصوص ایجاد و حرکت یک جنبش فراگیر قومی کُردها در سوریه می بایست در میزان نفوذ و تاثیرگذاری احزاب کُرد سوریه بر مردم این کشور باید قدری تامل و حتی تردید داشت.


/ 0 نظر / 12 بازدید