عصر نوین روابط نظامی-دفاعی ایران و عراق (بخش پایانی)/ اردشیر پشنگ

تحلیل رخداد

دوره انزوای شدید بین المللی عراق (1991 2003)

حمله عراق به کویت و اشغال سریع این کشور دارای ذخایر بزرگ نفت در فاصله بسیار کوتاهی با واکنش های بین المللی گسترده ای روبرو شد. شورای امنیت با صدور چند قطعنامه این اقدام عراق را محکوم کرد و سرانجام آمریکایی ها با هماهنگ کردن کشورهای مختلف و همراهی جمهوری روسیه که تازه از بطن فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سر بر آورده بود اقدام به حمله نظامی به عراق به قصد آزادسازی کویت کردند. نیروهای ائتلاف در فاصله کوتاهی ارتش عراق را با شکستی سخت مواجه کردند و نه تنها کویت آزاد شد بلکه وضعیت دولت در اثر این شکست و نیز قیام های داخلی کُردها در شمال و اعراب شیعی در جنوب به شدت متزلزل شد.

این ضعف عمومی نظام بعثی و از دست رفتن بخش بزرگی از نیروهای نظامی اش تاثیر قابل توجهی بر روابط و مسائل نظامی –امنیتی میان عراق و ایران نیز داشت. صدام که در بحبوحه جنگش با نیروهای ائتلاف سعی کرده بود با اعلام تائید دوباره خود از نگاه ایران بر اروند رود (شط العرب) بر اساس معاهده بین المللی 1975 الجزایر، این کشور را به عنوان متحدش وارد جنگ مشترک با غرب و در راس آنها آمریکا بکند که البته این خواسته صدام از سوی مقامات ایرانی با پاسخ مثبتی مواجه نشد. در دوره 13 ساله مذکور عراق به شدت تحت فشارهای تحریمی غرب و زیر ذره بین ناظران نظامی و سیاسی خارجی بخصوص در بحث تسلیحات کشتار جمعی بود لذا این کشور نسبت به دهه 1980 دارای کمترین قدرت آسیب رسانی به ایران بود و همچنین تلاش می کرد تا از طریق ایران و برخی دیگر از همسایگان بتواند بخش هایی از تحریم های بین المللی را دور بزند! همچنین لازم به ذکر است که روابط رسمی ایران و عراق در این دوره در همان وضعیت «آتش بس» منبعث شده از قطعنامه 598 بود.

 

دوره گذار عراق جدید در سایه حضور آمریکایی ها (2003 2011)

حمله آمریکا و متحدینش به عراق سرانجام در سال 2003 منجر به سقوط نظام بعثی و اتمام دوران زمامداری صدام حسین شد. از این زمان آمریکایی ها حضور پر رنگی در سپهر سیاسی عراق ایفا کردند و حتی در دو سال ابتدایی برای این کشور به مانند دوران قیمومیت (در نیمه اول سده بیستم) یک حاکم نظامی آمریکایی منصوب کردند. حضور سنگین 145 هزار نفری نظامیان آمریکایی تا دسامبر 2011 ادامه پیدا کرد و در این سال طبق توافق امنیتی سال 2008 و نیز عدم استقبال عراقی ها برای تمدید آن، این کشور مجبور به خارج کردن نظامیانش از عراق شد. دوره اخیر از نظر روابط نظامی –دفاعی بین ایران و عراق یک برهه پر فراز و نشیب محسوب می شود چون از یکسو دوستان و متحدان ایران (اعراب شیعی و کردها) در راس قدرت قرار گرفته بودند اما از سوی دیگر عملاً زمام امور امنیتی و دفاعی عراق در دستان آمریکا قرار داشت این واقعیات در کنار اتهامات متعددی که در زمینه بی ثبات سازی امنیتی –سیاسی عراق، آمریکا متوجه ایران می کرد باعث شد تا روابط دو کشور در زمینه مسائل نظامی –دفاعی چندان تفاوتی عملی با دوره پیش از سقوط صدام نکند. اما این روابط در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خوب و رو به گسترش بود و همچنان هست.

 

دوران عراق پس از خروج نظامیان آمریکا (2012 تاکنون)

اما عدم موافقت پارلمان عراق با تقاضای تمدید حضور نظامیان آمریکایی و نیز فقدان رغبت و اصرار کافی از سوی باراک اوباما در این زمینه باعث خروج این نیروها طبق معاهده امنیتی دوجانبه در دسامیر 2011 شد. از این زمان به بعد هم در عرصه سیاسی و هم در عرصه نظامی (به استثنای نیروی هوایی عراق) شاهد فعلا و انفعالات و تحرکات جدید و بعضاً صف بندی های تازه داخلی در عراق هستیم. مقامات بلند پایه عراق از جمله نخست وزیر این کشور تلاش جدیدی را آغاز کردند که تغییراتی را در سطوح مختلف نظامی –امنیتی در راستای افزایش استقلال عمل بیشتر دولت انجام دهند چرا که ساختار ارتش نوپای عراق همچون یونیفورم هایشان شبیه و وابسته به ساختار نظامی آمریکایی شده است. در این دوره جدید که کمتر از یکسال از عمر آن می گذرد عراقی ها می کوشند با تنوع بخشی به روابط سیاسی و همچین ارتباطات نظامی شان با کشورهای متفاوتی همچون روسیه و ایران، از وابستگی فزاینده ارتش خود به آمریکا جلوگیری کنند. در نتیجه دعوت سردار احمدی وحیدی وزیر دفاع ایران به بغداد و یا سفر نوری مالکی به روسیه و امضای قرارداد 4 میلیارد دلاری با عراق را می توان از این زوایا نیز ارزیابی کرد. لذا می بینیم روابط نظامی –دفاعی ایران و عراق از وضعیت تهدید متقابل در این دوره، به وضعیت ایجاد ارتباط و امضای قراردادهای مشترک تغییر شکل داده است.

 

چشم انداز پیش رو

در یک از منظر وضعیت نیروها و توان نظامی دو کشور باید گفت شکست عراق از نیروهای ائتلاف در سال 1991، تحریم های فلج کننده بین المللی در دهه 1990، شکست مجدد از آمریکا در سال 2003 و سرانجام اعلام انحلال ارتش این کشور توسط پل برمر آمریکایی باعث شده است تا در سه دوره اخیر موازنه قدرت نیروهای نظامی و توان تسلیحاتی بین دو کشور ایران و عراق کاملاً تغییر کرده و کفه ترازو در طرف ایرانی از سنگینی بیشتری حکایت دارد.

اما عوامل و مسائل مختلفی طی سالیان اخیر بر افزایش روابط ایران و عراق و سپس تسری روابط سیاسی –اقتصادی و فرهنگی آنها به حوزه امنیتی شده است. در سطح فرامنطقه ای می توان به تلاش عراقی ها برای خروج از زیر چتر نفوذ گسترده آمریکایی و مستقل نشان دادن خود از طریق استفاده از ایران به عنوان یک موازنه دهنده اشاره کرد. در سطح منطقه ای موازنه هویتی ناشی از مذهب باعث نزدیکی عراق با جمعیت اکثریت شیعی به ایران شده است و همچنین مواضع نزدیک دو کشور در قبال بحران سوریه از موارد منطقه ای تاثیر گذار دیگر است. در سطح روابط متقابل دو کشور هم عواملی همچون مرز گسترده مشترک و روابط حسنه پیشین (ایران با کُردها و شیعیان در حین جنگ با ارتش بعث) از عوامل تاثیر گذار دیگر بر نزدیکی بیش از پیش ایران و عراق به همدیگر شده است و نهایتا مسائل داخلی عراق از جمله تنش در روابط بغداد –اربیل (عرب –کُرد) و رقابت با احزاب سنی (ائتلاف العراقیه) که روابط نزدیکی با کشورهای عرب دیگر دارند نیز از جمله مسائل دیگری است که نزدیکی ایران و عراق را به یکدیگر بیشتر و سریعتر می کند. لذا می توان نتیجه گرفت که روابط دو کشور در سطوح و حوزه های مختلف همچنان رو به گسترش خواهد بود اما با این حال نمی بایست این واقعیت را از چشم دور داشت که هم تنگناهای ژئوپلتیکی و هم بعضاً هویت عربی این کشور در کنار برخی فاکتورهای دیگر همچون نفوذ و حضور آمریکا باعث خواهد نوعی رقابت همواره بین این دو کشور در عین همکاری و دوستی برقرار باقی بماند!

/ 1 نظر / 17 بازدید
آقامیری

یعنی میشه گفت سیاست خارجی ایران و عراق تحت تأثیر مؤلفه های ژئوپلیتیکی و سیاسی است ؟