چرایی سردرگمی کُردهای سوریه؟ / اردشیر پشنگ

سردرگمی کُردهای سوریه

 

کُردها که در سوریه به نسبت سه کشور دیگر دارای جمعیت عمده کُرد، دارای وضعیتی سخت و بغرنج تر بوده اند از آغاز بحران این کشور مواضع متعارضی را در پیش گرفته اند و به نظر می رسد همچنان در میانه انتخاب همراهی با اسد یا ضدیت با او و متحد شدن با مخالفین اش به نتیجه ای دست نیافته اند. در نتیجه می بینیم در مناطقی که اینک کنترل آن در دست نیروهای مسلح احزاب کُردی است در کنار پرچم کردستان عراق و پرچم های حزبی، همزمان هم پرچم مخالفین اسد افراشته شده است و هم در برخی نقاط پرچم فعلی این کشور. در حقیقت آنان آزادی عمل کنونی خود را مدیون درگیری شدید میان دولت با مخالفینش و نیز تنش های میان ترکیه و سوریه می دانند. اما در این تنش و بحران جاری آنها نتوانسته اند تکلیف خود را برای تعیین جهت گیری نهایی شان مشخص کنند چرا که نه امیدی به گروههای مخالف اسد دارند و نه می توانند به فردای پس از بحران و باقیماندن احتمالی دولت فعلی دلخوش باشند.

 

سناریوهای پیش روی کُردهای سوریه

 

در پاسخ به چرایی سردرگمی کردهای سوریه باید گفت اینان در فردای پس از فروکش بحران سوریه، دو سناریو را برای آینده این کشور محتمل می دانند. سناریوی نخست همانا سقوط دولت و روی کار آمدن نظامی جدید با محوریت گروههای مخالف بشار است. در این سناریو هرچند رهبر گروههای مخالف سوریه خود یک کُرد است اما این گروهها و دولت های حامی آنها بویژه ترکیه نه تنها مساله ای بنام مساله کُرد در سوریه را قبول ندارند بلکه نسبت به هر گونه گرته برداری کُردهای سوریه از کردستان عراق و نیز هرگونه حرکت هویت گرایانه قومی توسط آنان، مواضع سرسختانه و غیرقابل انعطافی گرفته اند! این مواضع باعث شد تا احزاب کُرد سوری به قهر کنفرانس مخالفین در قاهره را ترک کرده و در دیگر مذاکرات برگزار شده در استانبول نیز حاضر نشوند. لذا حادث شدن سناریوی نخست در سوریه برای آنان خیلی هم نخواهد توانست خبر خوشایندی باشد چرا که هم گروههای مخالف سکولار و ملی گرا و جریانات تندروی اسلامگرای سوری (که به نظر میرسد دست بالا در تحولات این کشور را خواهند داشت) هیچگونه نرمشی از خود برای به رسمیت شناختن مساله کرد و برقراری نظامی فدرال در این کشور به مثابه عراق نشان نخواهند داد.

اما سناریوی دوم پیش روی بحران سوریه از دید کُردها، باقی ماندن نظام تحت امر بشار اسد در این کشور است. کُردها که از زمان حاکمیت اسدها (حافظ و بشار اسد) در سوریه وضعیتی به مراتب سخت و بغرنج تر از قبل را طی پنج دهه تجربه کرده اند؛ خوب می دانند که در صورت احیا و بازیابی قدرت دولت نخواهند توانست وضعیت فعلی که همانا اداره برخی مناطق کردنشین است را ادامه بدهند و دولت نیروهای نظامی و امنیتی خود را یکبار دیگر بدانجاها گسیل خواهد کرد. لذا در این سناریو نیز کُردهای سوریه امید چندانی برای دستیابی به خواسته های خود نمی بینند.

 

وضعیت ایده ال برای کُردهای سوریه

 

در وضعیتی کلی تر باید گفت ایده ال ترین حالت ممکن برای کُردها در سوریه ادامه بحران و درگیری در این کشور و تضعیف هرچه بیشتر طرفین درگیر است البته درگیری می بایست در مناطقی دورتر از مناطق کُردنشین رخ دهد که طی آن بتوانند ضمن تقویت و تثبیت موقعیت فعلی، به مذاکرات جدی تری با هر دو طرف دست زنند تا در نهایت امتیازات بیشتری را برای خود در فردای سوریه کسب کنند. پر واضح است این وضعیت نیز به دلیل پیچیدگی و شکنندگی آن و نیز مجاورت مناطق کردنشین سوریه با مرزهای ترکیه و حساسیت فوق العاده بالای همسایه شمالی، دارا وضعیت روشن و قابل پیش بینی برای آنها نخواهد بود.

 

فقدان انسجام کُردهای سوریه

 

اما عنصر تاثیر گذار دیگر در سردرگمی کُردهای سوریه به فقدان انسجام گروههای سیاسی کُرد در این کشور باز می گردد در حالیکه مناطق کُردنشین سوریه چندان گسترده و پهناور نیستند اما در این جغرافیای کوچک احزاب متعددی فعالیت دارند. «مسعود بارزانی» رهبر اقلیم کردستان عراق که راهبرد تقویت موقعیت کُردها در سوریه را پیگیری می کند در این زمینه بسیار کوشیده است تا با حمایت و میزبانی احزاب کُرد سوریه آنها را به انسجام و در پیش گرفتن یک وحدت رویه وادارد اما حوادث روزهای اخیر در سوریه و اتهام زنی برخی احزاب به یکدیگر مبنی بر حمایت از مخالفین اسد و یا حمایت از بشار اسد نشان می دهد تعدد گروههای کُرد و تضاد دیدگاه و منافع آنها در سطحی است که عملاً انسجام آنها را بسیار دشوار گردانیده است. لذا این جهت گیری های متعارض در بین احزاب مختلف کُرد سوریه یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار بر سردرگمی موجود در جهت گیریهای آنان به شمار می رود.

 

چشم انداز پیش رو کُردهای سوریه

 

به نظر می رسد با توجه به واقعیات موجود در بحران سوریه از جمله عدم همسویی منافع و خواست کُردهای این کشور با هیچیک از دو گروه اصلی درگیر در بحران و همچنین نداشتن هیچ شریک و متحد برجسته خارجی آنها در وهله اول نخواهند توانست تکلیف خود را برای همراهی با دولت و یا مخالفینش روشن کنند و در وهله دوم نیز نمی توانند چشم اندازی روشن در فردای پس از بحران سوریه برای خود تصور کنند. اما با این حال باید تاکید کرد وقوع بحران سوریه دست کم این فرصت را به آنها داده است تا از موقعیت نامناسب پیشین به وضعیت بهتری عزیمت کنند و پس از پایان احتمالی بحران مطمئناً وضعیت کلی آنها از قبل بهتر خواهد بود اما کمیت و کیفیت این بهتر بودن چندان آرمانی نخواهد بود!

 

 
 

کد مطلب: 34009  |  تاریخ: ۱۳۹۱/۸/۱۰  |  ساعت: ۵ : ۲۰

/ 0 نظر / 15 بازدید