کُردهای سوریه در میانه دولت و مخالفین / اردشیر پشنگ - بخش دوم

سیر تاریخی بحران در کردستان سوریه

اینک کنترل ورود و خروج و امنیت داخلی چندین شهر با جمعیت اکثریت کُرد در سوریه بدست کُردها افتاده است و پس از دهه ها آنان به آموزش زبان کُردی، اهتزاز پرچم های حزبی و غیر سوری دست زده اند. برخی از آنان از حرکت بسوی فدرالیسم شبیه آنچه که همتایانشان در عراق انجام داده اند سخن می رانند و احزاب 12 گانه کُرد از یکسو بدنبال افزایش نفوذشان در بین مردم و از سوی دیگر سعی در ایجاد یک اتحاد و انسجام داخلی میان خود دارند. همه اینها باعث شده است تا بسیاری از ناظران و تحلیلگران مسائل بین المللی اذعان دارند که کُردها در سوریه از جمله گروههای منتفع از بحران این کشور بوده اند اما اگر تنها چند ماه به عقب باز گردیم خواهیم دید که با توجه به واقعیات سوریه، وقوع هر یک از این حالات کاملا بعید و امری رویاگونه برای کُردهای این کشور به شمار می آمد پس باید پرسید چگونه و چرا کُردهای سوریه به این امتیازات و وضعیت نسبتاً مطلوب فعلی دست یافته اند؟ روند بحران در این مناطق چه مراحلی را طی کرد؟

روند ورود کُردها به بحران

بحران در سوریه از 18 ماه قبل و درست از شهرهای جنوبی و عرب نشین هم مرز با اردن هاشمی آغاز گردید. پس از شهر درعاء بحران به مناطق مرکزی تر از جمله شهرهای حمص و حماء سرایت پیدا کرد و از آنجا تا رسیدن بحران به شمال این کشور چند ماه دیگر زمان لازم بود در نتیجه باید گفت منحنی خطی بحران امنیتی –سیاسی سوریه در بستر زمان تقریباً به شکل یک خط مستقیم از جنوب به سمت مرکز و سپس شمال بوده است. بحران مذکور در اوایل تابستان 2011 به مناطق کُردنشین سوریه رسید و شاهد چندین تجمع اعتراضی علیه دولت در این مناطق بودیم اما بلافاصله بنا به دلایل مختلفی این اعتراضات قبل از آنکه تبدیل به یک خیزش واقعی و تاثیر گذار شود دچار فروکش گردید. این نوسان رفتاری کردها را می توان در بخش بعدی نوشتار که به رفتار کُردها در قبال بحران است بصورت بهتری توضیح داد.

واکنش کُردهای سوریه به بحران این کشور

پس از شش دهه همانطور که اشاره شد مناطق کردنشین سوریه نیز مبرا از بحران سیاسی –امنیتی این کشور نبودند. با وقوع این بحران شاهد آن بودیم که حرکت ها و روندهای مختلفی در بین گروههای مختلف کُرد سوری انجام پذیرفت:

1- آغاز و فروکش حرکت های اعتراضی

همانطور که اشاره شد از ابتدای تابستان سال گذشته همراه با سرایت بحران مناطق جنوبی و مرکزی سوریه به شمال این کشور بود. کُردها که دهها به بدترین شکل ممکنه هویتشان در این کشور مورد انکار قرار گرفته و دهها هزار از آنها حتی محروم از داشتن اوراق شناسایی و در نتیجه داشتن حداقل های یک زندگی عادی در این کشور بودند به چندین تظاهرات مختلف اقدام کردند اما به رغم مهیا بودن شرایط و داشتن انگیزه کافی آنها در فاصله کوتاهی دست از اعتراضات آَشکار خیابانی کشیدند.

2- اصلاحات بشار اسد

پس از جدی شدن بحران در سوریه، بشار اسد برای کنترل آن دست به انجام برخی اقدامات اصلاحی زد. یکی از نخستین این اقدامات اعطای امتیاز شهروندی به کُردهای فاقد اوراق شناسایی در شمال این کشور بود. اسد همچنین وعده داد که قوانین محدود کننده امنیتی در این مناطق را که از دهه 1960 بدین سو وضع شده بود را در فرآیندی چند مرحله ای لغو خواهد کرد. این اقدامات اسد تا حدی توانست از فوران آتش قیام کُردها و الحاقشان به دیگر معترضین فرو کاهد.

3- جلال طالبانی و بحران سوریه

از اواسط دهه 1970 کردهای عراقی در قالب حزب اتحادیه میهنی کردستان در مناطق کردنشین سوریه حضور یافتند و از آنجا تحت حمایت های دولت سوریه، فعالیتهای سیاسی و نظامی خود علیه دیگر رقیب کُرد و نیز دولت بعثی عراق سازماندهی می کردند. لذا همواره حزب مذکور از یک طرف رابطه دوستانه و متحدگونه ای با دولت های حاکم بر دمشق را داشته است و از طرف دیگر در بین مردم و احزاب کُرد سوری دارای نفوذ قابل توجهی بوده است. مجموعه این دو وضعیت باعث شد تا پس از وقوع نخستین اعراضات خیابانی در شمال سوریه، جلال طالبانی، رئیس جمهوری عراق، از کُردهای این کشور بخواهد تا ضمن حفظ آرامش خود، سعی کنند حقوق و خواسته هایشان را در زمانی که دولت این کشور تحت فشار است از طریق مذاکره و گرفتن امتیاز بجای ساماندهی قیام به شکل دیگر مناطق سوریه پیگیری کنند. این پیشنهاد طالبانی در کنار مواضع شورای مخالفین اسد در قبال کُردها توانست تا حد زیادی مانع از تبدیل شدن شهرهای کردنشین به وضعیت شهرهایی همچون حمص و حماء شود.

4-مواضع شورای رهبری مخالفین سوریه در برابر مساله کُرد

سرسختی شورای رهبری مخالفین سوریه در قبال مساله کُرد و عدم انعطاف آنان در این خصوص باعث شد تا حتی انتخاب «عبدالباسط سیدا» که خود یک کُرد هست نتواند کُردها را وادارد تا بصورت گسترده و تاثیر گذار در کنار شورای ملی سوریه (SNC) بایستند. برهان غلیون رهبر پیشین این شورا بطور رسمی چندین بار در برابر رسانه های مختلف گفت این شورا مساله ی کُرد و منطقه ای به اسم کُردستان سوریه را به رسمیت نمی شناسد. نمایندگان کُرد حاضر در نشست های استانبول و قاهره نیز که خود را ناتوان از تغییر نظر شورا می دیدند تنها کار و چاره ممکن را خروج از نشست و قطع همکاری با شورا یافتند.

5- حمایت های حکومت اقلیم کردستان عراق از کُردهای سوریه

عنصر تاثیرگذار دیگر بر روند تحولات شمال سوریه، حمایت های دولت اقلیم کردستان عراق از احزاب کُرد این کشور بود. مسعود بارزانی در قامت رهبر این حکومت محلی عراق از همان آغاز بحران سوریه و سرایتش به شمال آن سعی وافری نمود تا با ایفای یک نقش حمایتی و نمادین بر وجهه کاریزماتیک کُردی خود در میان کُردهای خارج از مرزهای عراق بیافزاید. وی بدین منظور دست به چند اقدام اساسی زد که عبارتند از:

الف: تلاش برای انسجام احزاب کُرد سوری: بارزانی رئیس دفتر خود «فواد حسین» را مامور دعوت و برگزاری نشست میان گروههای مختلف کُرد سوری و دستیابی آنها به یک توافق استراتژیک کرد بر همین اساس 12 حزب کُرد سوری پس از چندی راهی اربیل مرکز حکومت اقلیم کردستان عراق شدند و طی مذاکرات فشرده ای در نهایت با حضور مسعود بارزانی از دستیابی به یک توافقنامه همکاری میان خود خبر دادند. بر اساس این توافقنامه کُردهای سوری متعهد شدند تا در قبال تحولات این کشور مواضع یکپارچه و هماهنگی با محوریت منافع کُردها اتخاذ کنند. این توافق بصورت کلی بعدها به امضای حزب ملی غرب در کردستان سوریه که نزدیک به حزب شورشی کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) است نیز رسید.

ب: آموزش نظامی کُردهای سوری: آموزش گروههای کُرد سوری وارد شده به منطقه اقلیم کردستان عراق از جمله اقدامات مهم حکومت محلی این منطقه بوده است که به نظر می رسد همچنان نیز ادامه دارد. تلاش برای افزایش توان عملیاتی و دفاعی گروههای کُرد سوری در کنار کوششهای در حال انجام برای انسجام سیاسی احزاب مختلف کُرد این کشور اقدام قابل توجه دیگر مسعود بارزانی در قبال بحران سوریه بوده است. بیش از 300 نفر از این نیروها پس از پایان دوران آموزشی خود راهی مناطق کردنشین سوریه شدند و گفته می شود این نیروها پس از خارج شدن نیروهای نظامی و امنیتی سوری از چهار شهر کردنشین اینک مسئول برقراری امنیت و کنترل آن مناطق شده اند. افزایش توان نظامی کردهای سوری می تواند وزن آنها را در بحران این کشور و رد میان بازیگران مختلف دخیل در آن افزایش دهد.

ج: حمایت های مالی و ... از کُردهای سوری: حمایت های مالی حکومت اقلیم کردستان عراق از کردهای سوریه را باید به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد یک بخش از آن به حمایت های مالی و لجستیکی از گروههای سیاسی کُرد سوریه است که بخش اصلی تر حمایتها نیز محسوب می شود و بخش دوم آن به حمایت های مالی و کمک های مختلف به مردم کُرد این کشور و بخصوص آوارگان است. به همین خاطر اردوگاهی در اختیار آوارگان کُرد سوری داده شده است که هر روز بر شمار پناهندگان آن نیز افزوده می شود اینک بیشتر داوطلبان دوره آموزش نظامی توسط پیشمرگان کُرد عراقی از این اردوگاه پناهندگان تامین می شود.

6-  انتخاب یک کُرد به رهبری شورای مخالفین

انتخاب «عبدالباسط سیدا» تنها چهره برجسته کُرد نشست قاهره را ترک نکرد را می توان اقدامی نمادین از سوی شورای رهبری مخالفین دولت سوریه باید قلمداد کرد. بازتاب منفی صحبتهای برهان غلیون رئیس پیشین این شورا در قبال کُردهای سوریه باعث جدایی کُردها از همراهی با دیگر معترضین و نزدیکی آنها به دولت سوریه شد. لذا مخالفین کوشیدند تا با انتخاب سیدا چند هدف را در رابطه با کردها پیگیری کنند. هدف نخست را بایستی نوعی دلجویی آنها از کُردها تعبیر کرد. هدف و یا پیام بعدی آنها این بود که چنانچه کسی با آنها همراهی کند پاداش آن را نیز دریافت خواهد کرد که این شامل سیدا شده بود و سومین هدف جلوگیری از نزدیکی کردها با دولت و تحت الشعاع قرار دادن مذاکرات برخی از آنها با دولت بود. مخالفین اعلام داشته اند هرچند مساله کرد را به رسمیت نمی شناسند اما چنانچه به قدرت برسند حقوق کُردها را مانند دیگر شهروندان سوری به آنها خواهند داد. اما به رغم همه اینها آنها نتوانسته اند همکاری و همراهی کُردها را بدست آورند. دلیل تاثیر گذار دیگر به عامل نزدیکی و دوری دو طرف به ترکیه باز می گردد. ترکیه از تحولات شمال سوریه خشنود نیست و حتی تهدید به دخالت نظامی در آنجا کرده است این در حالی است که ترکیه از جمله نزدیک ترین و جدی ترین حامیان شورای رهبری مخالفان بشار اسد است در نتیجه این عامل هم در دور شدن طرفین از هم تاثیر بسزایی داشته است.

7-   آزادی نسبی مناطق کردنشین سوریه

افزایش تحرکات نظامی و پشتیبانی و لجستیک ترکیه از مخالفین سوریه در مرزهای همجوار دو کشور باعث افزایش قدرت مانور مخالفین در داخل و شعله ور تر شدن آتش ناامنی در کشور شد در نتیجه سوری ها با هماهنگی برخی از متحدین خارجی خود دست به اقدامات مختلفی جهت قطع و یا دست کم کاستن از میزان پشتیبانی و نفوذ ترکیه و متحدینش گرفت. یکی از مهمترین این اقدامات دولت سوریه آزاد گذاشتن دست کُردهای این کشور برای کنترل و مدیریت مناطق شمالی این کشور بود. این اقدام دولت سوریه از سوی بسیاری بر دادن نوعی خودمختاری داخلی به کردهای این کشور تعبیر گردید. اسد می کوشد با دادن این خود مختاری به کردها باعث شود تا از یکطرف نیروهای نظامی و امنیتی بیشتری را جهت دفاع از پایتخت و شهر مهم دیگر کشور همچون حلب جمع و متمرکز کند و از سوی دیگر با توجه به رابطه و بهم پیوستگی مناطق کردنشین سوریه و ترکیه و فعالیت پ.ک.ک در این مناطق به نوعی ترکیه را بیشتر از قبل دچار بحران داخلی در قبال مساله کردها کند.

8- بیانیه بارزانی و اوغلو

یکی دیگر از مهمترین تحولات منطقه در قبال بحران سوریه بخصوص در مناطق شمالی این کشور به حضور چند هفته قبل احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه در اربیل مرکز حکومت اقلیم کردستان عراق باز می گردد. اوغلو که نگران از تاثیر گذاری حمایت های بارزانی بر تحولات شمال سوریه و در نتیجه قدرت گیری کُردهای این کشور بود از طرف کُرد خود خواست تا در قبال بحران سوریه سیاست همسوتری با ترکیه اتخاذ کند و نگرانی های امنیتی و سیاسی این هم پیمان و شریک تجاری و سیاسی اش را درک کند. لذا دو طرف در پایان مذاکرات خود یک بیانیه مشترک که تم اصلی آن تاکید بر منافع و دیدگاه مشترک در قبال بحران سوریه بود را منتشر کردند اما پر واضح است که در عرصه پر پیچ  و خم سیاست آن هم در نظام بین الملل می بایست میان سیاست های اعلامی و اعمالی بازیگران مختلف سیاسی تمایز ویژه ای قائل شد.

 ادامه دارد ...

/ 0 نظر / 16 بازدید